باب پنجم دو فصل درباره تأثير شيعه در برخى اخبار دوره اموى دارد :
فصل اول : نقش شيعه در روايات دوران معاويه و يزيد ، شامل : شهادت امام حسن ( ع ) ، شهادت حجر بن عدى ، واقعه كربلا و شهادت امام حسين ( ع ) ، رخداد حره ، محاصره كعبه و تخريب آن ؛
فصل دوم : نقش شيعه در روايات تاريخى ديگر خلفاى بنىاميه ، شامل : واقعه مرج راهط ، قيام توابين ، قيام مختار ، قيام عمرو بن سعيد أشدق ، كشتهشدن مصعب و عبدالله پسران زبير ، حركت عبدالرحمان بن اشعث .
در خاتمه نيز نتايج دوازدهگانهاش را شرح مىدهد كه برخى از آنها بديهى و اجمالى ، و برخى برآمده از نظريه اوست :
1 . روايات تاريخى شيعه ، در راستاى باورهاى شيعه است و براى كشف حقيقت از اين روايات ، بايد رويكرد شيعه را به تاريخ شناخت ؛
2 . شيعه به حوادثى كه با خودش ارتباط داشته ، يعنى تحولات عراق ، پرداخته است ؛
3 . با اينكه برخى روايات شيعه موافق روايات صحيح است ، اما با هم موارد اختلاف بسيارى دارند ؛
4 . غلات شيعه براى رسيدن به هدفشان حديث مىسازند ؛
5 . غلات شيعه با شيوه خاص خود ، اخبار صحيح را تلخيص [ و تقطيع ] مىكنند تا در جهت اهدافشان باشد ؛
6 . حجم فراوانى از روايات شيعى در مصادر تاريخى سنى وجود دارد ؛
7 . روايات شيعى موجود در منابع تاريخى سنى ، پذيرفتنىتر از مطالبى است كه در كتابهاى خود شيعه آمدهاند ؛
نقش شيعه در تاريخ نگارى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 105
مساهمون: محمد غفورى
ص١٠٥