تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقش شيعه در تاريخ نگارى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
پايان ، شش‌گونه فهرست است . مقدمه او هفت نكته را در بر مىگيرد كه توضيحاتى كلى درباره محتواى كتاب است . در پيش‌گفتار ، شيعه را از منظر لغت ، اصطلاح و پيدايش بررسى مىكند و برخى عقايد شيعه مانند وصيت و امامت ، نقد عدالت صحابه ، رجعت و تقيه را ، با ديدگاهى منفى و جهت‌دار ، معيار تشيع معرفى ، و رد كرده است . باب نخست دو فصل دارد : در فصل اول ، راويان غالى شيعه همچون : « حبه عرنى » ( م . 76 ه . ق ) ، « اسماعيل سدى » ( م . 127 ه . ق ) ، « سالم بن ابىحفصه » ( م . 137 / 140 ه . ق ) ، « حارث بن حصيره » ( م . 141 - 150 ه . ق ) و « عمرو بن شمر جعفى » ( م . 157 ه . ق ) معرفى مىنمايد و با نقل رواياتى گزينشى از آنان ، از قول رجاليان سنى آنان را جرح و نقد مىكند . گفتنى است وى در اين فصل ، بين راوى ، اخبارى و مورخ تمايز قايل شده ، اما دلايلش را بيان نكرده است ؛ در فصل دوم ، پس از تفاوت گذاشتن ميان راوى و اخبارى ، اخباريان غالى را با همان شيوه فصل پيش نام برده است ؛ مانند « سليم بن قيس هلالى » ( م . حدود 85 ه . ق ) ، « أصبغ بن نباته حنظلى » ( م . بين 101 - 110 ه . ق ) ، « جابر بن يزيد جعفى » ( م . 127 / 128 ه . ق ) ، « محمد بن سائب كلبى » ( م . 146 ه . ق ) ، ابومخنف ( م . 157 ه . ق ) ، ابان أحمر ( م . حدود 200 ه . ق ) ، « محمد بن زكريا بن دينار غلابى » ( م . 298 ه . ق ) و « منذر بن محمد بن منذر قابوسى » ( م . اوايل قرن 4 ه . ق ) .