و گفتهء ابن هشام « 1 » ضمن شرح ورود محمد از قبا به مدينه : « ركب رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم إلى سعد بن عباة يعوده من شكْوٍ أصابَه ، على حمار عليه إكاف ، فوقه قطيفة فَدَكيّة مُختَطمه بحبل من ليف . . . » « 2 » نشانههاى رونق كشاورزى و صنايع دستى ساكنان فدك است . تا آنجا كه حسن بن عبداللَّه اصفهانى « 3 » آن را به همين نشانهها چنين وصف كرده است : « فدك قريةٌ بِهَ نخيل وصَوافي للسلطان وزُرُوع . . . » . « 4 » وقتى محمد بن جرير طبرى مىنويسد كه مادر نعمان بن منذر پادشاه حيره ، از اهالى فدك بوده ، در واقع سند معتبرى در قدمت تاريخى سرزمين فدك به شمار مىرود . « 5 » سرزمينِ فدك ، منزلگاه طايفهء بنومُرَّه از قبيلهء بزرگ و مشهور عرب غطفان است .
بنىمره ساكنان سرزمين خيبر و فدك بودند . و در شمال آنها قبيلهء اشجع به سر مىبردند . كه همگى در مجاورت قبيلهء غطفانىها ، تحت نفوذ متموّلين و سياستمداران يهود خيبر بودند .
با توجه به اينكه حرّه خيبر ، بزرگترين حرّهء شبه جزيره بعد از حرّهء بنىسليم است ، لذا به عنوان يكى از مهمترين مناطق دو راه بازرگانى مكه - شام موقعيت مهمى داشت و فدك به عنوان منزلگاه يكى از اين دو راه بازرگانى ، از اهميت بسزايى برخوردار بوده است .
متأسفانه ياقوت حموى و فيروزآبادى از موقعيت جغرافيايى فدك سخنى به ميان نياوردهاند . ولى صاحب « المناسك » « 6 » در قرن سوم هجرت ، بدان جهت كه اين قريه ميانه راه مسافران مدينه قرار داشته ، از موقعيت جغرافيايى آن يادها كرده است .
هامش
( 1 ) . السيرة النبويه ، ج 2 ، ص 236
( 2 ) . « پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به سوى سعد بن عباده رفت . . . در حالى كه سوار بر استرى بود كه بر آن ، خرجينىفدكى قرار داشت و بندى از ليف خرما بر آن بود . . »
( 3 ) . بلاد العرب ، ص 76 ، چاپ رياض 1968 م .
( 4 ) . « فدك ، دهكدهاى است كه نخلستان دارد و در آن كشتزارها و شاهنشينهايى وجود دارد . »
( 5 ) . تاريخ الرسل والملوك ، القسم الاول ، ص 1017 ؛ همچنين اصفهانى ، الاغانى ، ج 2 ، ص 21
( 6 ) . صص 541 و 542