تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠

فصل پنجم : صلح فدك

الف : واژه ، موقعيت

ابن دريد فدك را با فعل : « فدكت القطن تفديكاً ، أي : نقشته » مرتبط دانسته است . ولى زجاجى آن را به نام فدك بن حام ، يا نخستين كسى كه در اين سرزمين منزل گزيد مربوط مىداند . به هر حال ، هم ابن دريد كه در پيوند زدن افعال با نام‌ها در « الاشتقاق » سرسختى مىورزيد ، و هم زجاجى كه سعى دارد علت هر نام جغرافيايى را در زندگى افراد مجهول تاريخى جستجو كند ، نمىتوانند محققان زبان‌شناس دنياى ما را قانع سازند . البته سرزمين فدك ، با ديرينهء تاريخى ممتد ، و موقعيت خاص آن به عنوان يك سرزمين پرآب و در نتيجه داراى نخلستان‌ها . . . نامى مشهور بوده ، كه علىرغم كوچكى آن و يا غالباً در تاريخ از زمرهء توابع خيبر ، اهميت آن در متون تاريخى و جغرافيايى ناديده گرفته نشده است . تصريح ابوعلى الهجرى صدهء 3 ه . ق . در تحديد المواضع « 1 » ، به الحمادعى كه گفته است : « ضرب من جيد الرطب إلى الخضرة ، رقيق صِقر يكون ببديع و فدك و تلك الأعراض » « 2 »
هامش
( 1 ) . به اهتمام حمد الجاسر ، ص 390 ، چاپ رياض ، 1968 م . ( 2 ) . « نوعى رطب مرغوب است كه رنگ آن مايل به سبز است ، نرم و نازك است و در مناطق يديع و فدك و آن نواحى مىرويد . »