اهم اين اسناد در كتابهاى مغازى و سيره و تاريخ منعكس است كه ما با توجه به نقد تاريخى آنها ، ذيلًا هم اسناد برگزيده را كه حكايت روشنى از اين تلاشهاى صلحجويانه دارد ، به ياد مىآوريم :
1 ) ابوشُيَيم مُزَنى ، از همراهان لشكرى كه عيينه از « غطفان » براى كمك به يهود آورده بود گفت : « ما به خيبر رسيديم و وارد هيچ حصارى نشديم . رسول خدا كسى را پيش عُيينة بن حصن ، كه فرمانده و سالار غطفان بود ، فرستاده پيام دادند كه به اتفاق همراهانت برگرد . و در عوض نيمى از محصول خرماى امسال خيبر براى تو باد . ولى عيينه در پاسخ گفت : من و همپيمانان و همسايگانم مسلمان نيستيم . . . » . « 1 » انتظار دستيابى به محصول خرما ، در قبال حمايت از يهود در برابر اسلام ، پيش از اين ، مورد توافق عيينه و يهوديان قرار گرفته بود .
2 ) واقدى در « المغازى » « 2 » به صراحت نوشته است كه : چون محمد به خيبر رسيدند ، سعد بن عباده را براى مذاكرهء صلح به يكى از حصارها كه مرحب يهودى ، و عيينة بن حصن در آن به سر مىبردند ، اعزام داشت .
تأكيد واقدى بر اينكه : « فلمّا قدم رسولاللَّه خيبر ، أرسل إليهم سعد بن عبادة و هم في الحصن . . . » معلوم مىدارد كه قبل از رودررويى يهوديان با مسلمانان ، محمد براى انعقاد صلح و ترك مخاصمه تلاش كرده است . سند را توجه كنيد :
« عيينه مىخواست سعد را وارد حصار كند كه مرحب گفت : او را وارد حصار نكن . . . تو به سوى او برو . عيينه گفت دوست مىداشتم او را وارد حصار مىكردم تا هيبت و استوارى زياد ما را ببيند . ولى مرحب خوددارى كرد .
عيينه به كنار دروازهء حصار آمد .
سعد گفت : رسول خدا مىفرمايند : برگرديد و از جنگ دست برداريد . / فارجعوا وكُفُّوا . .
عيينه گفت : « به خدا سوگند ما همپيمانان خود را در قبال هيچ چيز تسليم نمىكنيم . . .
هامش
( 1 ) . « المغازى » ، ج 2 ، ص 650 ، چاپ مارسدن .
( 2 ) . ج 2 ، ص 650 ، آكسفورد