ح : آثار تاريخى خيبر
در ذىقعدهء سال 1395 ه . ق . - آبان 1353 ه . ش . براى بررسى محيط جغرافيايى و تطبيق آن با موقعيت و مواضع تاريخى ، از مدينه به سوى خيبر رفتيم .
دو جادهء آسفالته به موازات هم ، مدينه را به خيبر وصل مىكند . يكى كه منتهاى آن خيبر است . و ديگرى كه به طرف شمال غربى خيبر امتداد يافته و مىتوان از شهرهاى تيما و سپس القليبه گذشت . و به تبوك رفت .
ما از راه شمال شرقى مدينه عازم مدينه شديم ، كه جادهء اختصاصى به خيبر بود :
راهى امتداد يافته ميان سرزمين خشك ، با تپههاى خاكى و كوههاى گسترده كه به هضاب شهرت دارد . و نيمى ديگر سرزمينى مسطح ولى خشك و لميزرع كه در ميان اعراب « جرأت » تعبير مىشود .
تطبيق اين سرزمينها با آنچه كه ما در تاريخ زندگى پيامبر مىخوانيم امكانپذير نيست . ولى اگر راه مدينه - خيبر را به دو قسمت ، يكى از مدينه تا كوه نمار و سپس از كوه نمار به طرف شمال غربى تا دار بنىقمه ( منزل ياسر برادر مرحب يهودى ) در منطقهء نطاة ، و سپس به طرف شمال خيبر ؛ يعنى عكس مسير اصلى قديمى كه از جبل نمار به الدومة و از آنجا به قسمت جنوبى خيبر وارد مىشدند .
با اين تفكيك مىتوان مسير مدينه را تا جبل نمار ، ميان سرزمينى با تپهها و كوههاى متفرق طى كرد . و به ترتيب از الغابة العليا به غابة السفلى و آنگاه نقمى و قريه نقب يردوج يا يردوح ، كه در آنجا مسجدى به اعتبار توقف و حضور محمد به هنگام رفتن به خيبر بنا شده . و صاحب « المناسك وطرق الحج » ( ص 539 ) وجود آن را در صدهء سوم هجرى تصريح كرده است .
از اين مكان به طرف شمال ، وادى الدومه شهرت داشته ، كه تا رشتهكوه الاشمذ كه امروز آن را الاشمذين مىخوانند ، امتداد دارد .