تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
داشته باشند . و الّا چگونه مىتوان اين سند تاريخى را فهميد كه : همراه پيامبر به سوى خيبر تعدادى از يهوديان مدينه شركت داشتند . و محمد نيز تلاش‌هاى آنها را دقيقاً مطابق مسلمانان در تقسيم سهام اجر نهاده است ؟ ! « 1 » علاقمندى به تفاهم و مصالحه باعث شد تا پيامبر بعد از شكستن تمركز نظامى خيبر عليه وحدت طوايف عرب و همزيستى خداپرستان با هم ، آنها را به حقوق خودشان و آزادى در آداب و سنن يهود دعوت كند . و خود ضامن اجراى چنين حقوقى شود . واقدى در « المغازى » « 2 » نشان مىدهد كه چگونه پيامبر حقوق يهوديان را بر زمين‌هاى كشاورزى و نخلستان‌هاى خيبر به رسميت شناخت . و زندگى آزاد آنها را در سرزمين خيبر تضمين نمود . تا آنجا كه وقتى افرادى از مسلمانان به زراعت و سبزى كارى آن تجاوز كردند ، « يهوديان خيبر به محمد شكايت بردند » . دنبالهء سند : « محمد دستور داد تا مردم را به مسجد فراخوانند . و خود به پا خواستند و پس از حمد و ثناى خداوند چنين گفت : « إنّ اليهود شَكَوْا إليّ أنكم وقعتم في حظائرهم وقد أمَّنّاهم على دمائهم و على أموالهم والذى فى أيديهم من أراضيهم ، وعامَلناهم ، وإنه لا تحلّ أموال المعاهَدين إلّابحقِّها » . « يهوديان شكايت كرده‌اند كه شما به سبزه‌زارها و مزارع ايشان تجاوز مىكنيد . در صورتى كه ما به ايشان در مورد خون‌ها و اموالشان امان داده‌ايم . و معامله بسته‌ايم . همچنين دربارهء زمين‌هاى آنها كه در دست خودشان باقىمانده است ، پيمان بسته‌ايم . و با آنها معامله كرده‌ايم و نمىتوان اموال كسانى را كه با آنها پيمان داريم تصرف كنيم ، مگر در مقابل حق » . . . واقدى پس از اين مىنگارد : « پس از آن مسلمانان هيچ چيزى از يهوديان نمىگرفتند . مگر اين‌كه پول آنها را پرداخت مىكردند » .
هامش
( 1 ) . واقدى ، « المغازى » - ج 2 ، ص 684 - ابن ابىسبرة - قُطير الحارثى - حزام بن سعد بن مُحيِّضه . ( 2 ) . ج 2 ، ص 691
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى ) — صفحة 408 | محمد باقر النجفي