اينها از يهودان بنىقينقاع و كسانى بودند كه بهگفتهء ابناسحاق :
« هؤلاء المنافقون يحضرون المسجد فيستمعون أحاديث المسلمين و يسخرون و يستهزئون بدينهم » . « 1 » در بارهء اين منافقان از عالمان يهود ، واكنشى در ميان آيههاى كتاب قرآن ملاحظه مىشود كه بهخوبى موقعيّت آنها را نشان مىدهد و معلوم مىسازد كه مسلمانان مدينه از اتّخاذ چنين شيوهاى توسّط يهوديان مطّلع بودهاند . اهمّ اين آيهها در سورهء دوم قرآن منعكس شده است ؛ از جمله :
« و گروهى از مردم مىگويند : ما ايمان آورديم به خدا و به روز قيامت ؛ و حال آنكه مؤمن نيستند . » « 2 » « خدا به آنها استهزا مىكند و آنها را در سركشى و گمراهى رها مىسازد كه حيران و سرگردان باشند . » « 3 » « در دلهاى آنها مرض است . پس خداوند بر مرض ايشان بيفزايد و ايشان راست عذابى دردناك ؛ بدين سبب كه دروغ مىگويند . و چون به آنها گفته مىشود : در زمين فساد و تباهى نكنيد ، پاسخ مىدهند كه ما فقط به صلاح كار مىكنيم و نيكوكارانيم . » « 4 » ابناسحاق در بيان منظور اين آيه نوشته است :
« منافقان يهودى مدّعى بودند كه ما مىخواهيم بين مؤمنان و اهل كتاب را اصلاح كنيم . »
« و چون با شيطانهاى خود خلوت مىكنند ، گويند : ما با شماييم . همانا ما ( مؤمنان را ) استهزا مىكنيم . » « 5 »
هامش
( 1 ) . « السيرة النّبويه » ، ج 3 ، ص 175
( 2 ) . بقره : 8
( 3 ) . همان : 15
( 4 ) . همان : 10 و 11
( 5 ) . همان : 14