سلمة بن سلامة بن وقش هم گفت :
« اى اباعمرو ! با همپيمانان و دوستان خود نيكى كن . وانگهى ، پيامبر دوست مىدارد آنها باقى بمانند . ايشان در جنگ بعاث و حدائق و ديگر درگيرىها تو را يارى دادهاند و به هر حال سعى كن كه از « ابن ابىّ » بدتر نشوى . » « 1 » در اين سند تاريخى مهم كه از طريق « خارجة بن عبداللَّه » به نقل از داود بن الحُصين و او از محمّد بن مسلمه نقل شده است ، اوسيان دو گونه سخن راندند . يكى خواستند تا سعد بن معاذ را متوجّه نظرگاه عمومى پيامبر صلى الله عليه و آله كنند و ديگر آنكه او را متوجّه ديرينهء دوستى قبيلهاى اوس با يهوديان بنىقريظه نمايند .
از سوى ديگر اگر تنها ديدگاه محمّد صلى الله عليه و آله براى اوسيان مطرح بود و در حلّ اين بنبست ، متابعت نظر محمّد صلى الله عليه و آله را كافى مىدانستند ، چرا « سعد بن معاذ » را متوجّه ريشههاى عميق قبيلهاى كردند و از واقعههاى دوران جاهلى ( بعاث و حدائق و مواطن ) ياد نمودند ؟
اين امر نشان مىدهد كه مسألهء خيانت بنىقريظه ، نهتنها يك موضوع مرتبط با عقايد اسلام است ، بل موضوعى قبيلهاى و متأثّر از آداب و رسوم اجتماعى طوايف عرب بوده است .
اكنون بنگريم ابناسحاق در اين وادىِ حسّاس چه اسناد تاريخى را ارائه مىدهد ؟
آيا كلام او مؤيّد سند واقدى است و يا مغاير آن ؟
ابناسحاق در كتاب خود استناد مهم اوسيان به گفتهء پيامبر و نظرگاه آن حضرت را مانند واقدى ثبت كرده است كه :
« و هم يقولون : يا أباعمرو أحْسِنْ في مواليك ، فإن رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - إنّما ولّاك ذلك لتُحسن فيهم » . « 2 »
هامش
( 1 ) . « مغازى » ، متن اصلى ، ج 2 ، ص 511 و ترجمهء فارسى ، ج 2 ، ص 36
( 2 ) . « السيرة النّبويه » ، ج 2 ، ص 150