توجّه است ، تأثيرى است كه يهوديان بنىنضير در اتّحاد قبايل و طوايف مختلف ( به اصطلاح اسلام : احزاب ) داشتهاند .
بايد توجّه داشت كه يكى از مفادّ عهدنامهء مهاجران و انصار از يك طرف و يهوديان مدينه از طرف ديگر آن بود كه :
« هرگاه مدينه مورد حمله و تاخت و تاز دشمن قرار گيرد ، هر دو با هم در دفاع از شهر ، تشريك مساعى كنند . » « 1 » « و إنّ اليهود ينفقون مع المؤمنين ما داموا محاربين » .
با مشاركت بنىقريظه دو جبهه در برابر مدينه گشوده شد : يكى از جنوب و جنوب غربى توسّط بنوقريظه و ديگرى از طريق شمال شرقى و غربى توسّط مكّه و همپيمانان آنها . با توجّه به اينكه همهء منابع تاريخ و سيره ، تعداد محافظان مسلمان مدينه را سههزار نفر دانستهاند ، هجوم بيش از دههزار نفر از احزاب مختلف عرب و يهود ، پيروزى قطعى را به دشمنان محمّد صلى الله عليه و آله نويد مىداده است .
نكتهء اساسىتر اين است كه متأسّفانه مورّخان و سيرهنويسان ، دو واقعهء خندق و بنوقريظه را از هم جدا و بهعنوان دو برخورد دفاعى مسلمانان تلقّى كردهاند ؛ در حالى كه ما آن دو را مربوط به يك هجومِ تداركديدهشده و هماهنگ از سوى دشمنان كينهتوز محمّد صلى الله عليه و آله و معنويّت اسلام مىدانيم ؛ لذا روش تحقيق خود را بر قبول آن استوار ساختهايم . از اين رو هجوم قواى مشترك را در دو موضع مورد بررسى قرار مىدهيم :
اوّل در شمال مدينه كه بهعنوان « خندق » مشهور است .
دوم در جنوب مدينه كه به عنوان « بنوقريظه » شهرت دارد .
پ : هجوم قواى مشترك ؛ دفاع اجتنابناپذير مسلمانان
ابناسحاق - همرأى با عروة بن زبير و قتاده - تاريخ هجوم احزاب را به مدينه در شوّال سال پنجم هجرت دانسته است « 2 » ؛ ولى موسى بن عقبه به نقل از زهرى ، شوّال سال
هامش
( 1 ) . ابناسحاق ، « السيرة النّبويه » ، ج 2 ، ص 147
( 2 ) . « السيرة النّبويه » ، ج 3 ، ص 224