اتّحادى در جزيرةالعرب براى نخستين بار در سال پنجم هجرى و آن هم در جهت كُشتن محمّد صلى الله عليه و آله و نابودى مدنىهاى مسلمان و به طور كلّى ازهمپاشيدن جامعهء معنوى و نوپاى مدينه ، تحقّق پذيرفت .
ابنهشام در يك جمعبندى نهايى از احاديث مربوط به « غزوةالخندق » « 1 » كه از عروة بن زبير زهرى ، ابنقتاده ، عبداللَّه بن ابىبكر و غير آنها ( من علمائنا كلهم قد اجتمع حديثه فى الحديث عن الخندق ) نقل مىكند ، نقطهء شروعِ حركتِ اين اتّحاد وسيع همگانى عليه محمّد صلى الله عليه و آله را از ناحيهء يهوديان خيبر مىداند ؛ يهوديانى همچون :
سلام بن أبيالحُقيق النّضرى و حُيَيّ بن أخْطب النضرى و كِنانة بن الرّبيع بن أبىالحقيق النّضرى و هَوْنة بن قيس الوائلي .
اين اشخاص از دو طايفهء متعصّب و يهودىِ « بنونضير » و مشركان « بنوخَطْمَه » تشكيل شدهاند . « بنونضير » در مدينه بر اساس پيمان زندگى مسالمتآميز با مسلمانان ، به كار و كوشش و معاشرت با مسلمانان مشغول بود ؛ ولى بر اثر سوء قصدى كه به جان محمّد صلى الله عليه و آله كردند و نقض پيمانى كه روا داشتند ، امكان ادامهء چنين همزيستى صميمانهاى از بين رفت و مجبور به ترك زندگى از شهر مدينه گشته ، عازم خيبر شدند .
« بنوحطمه » از اوس ، طايفهء متعصّب و بتپرستى بود كه در ميان طوايف مدينه ، حاضر به پذيرش اسلام در سالهاى نخست هجرت نشدند و پيوند دوستى خود را با قريشيان بتپرست حفظ كردند و كنار « بنوواقف » و « بنووائل » به سختى در برابر مسلمانان و آيين جديد ، ايستادگى كردند .
سران يهوديان بنىنضير با حمايت يهوديان خيبر ، نخست پيوندى با مشركان « بنوحطمه » منعقد نمودند ؛ آنگاه به صورت هيئتى جهت مذاكره با قريش عازم مكّه شدند . هدف اصلى از اين ملاقات و مذاكره ، جلب حمايت قريش براى حمله و هجوم همگانى به مدينه بود . ابناسحاق مىگويد :
در حقيقت اين سران يهودى بودند كه : « . . . حزّبوا الأحزاب على رسول اللَّه . . .
هامش
( 1 ) . « السيرة النّبويه » ، به نقل از ابناسحاق ، ج 3 ، ص 224