قريشى ، توان حفر قبور را به صورتِ يك به يك نداشتند و پيامبر براى رعايت حال آنها به دفن دو يا سه نفر در يك قبر رضايت داده و خود شخصاً مراسم تدفين را به جاى مىآورده است و نيز در اينكه چه كسى را با چه كسى در يك گور نهند ، نظر مىداده است .
4 - 5 / پ : سوك مدينه
بىشك مسلمانان ، عصر همان روز واقعه - يعنى شنبه - به مدينه بازگشتهاند . از يك سوى نگرانى از حملهء مجدّد قريشيان و از جانب ديگر ، تأثّر خانوادهها از فقدان مردانشان ، مدينه را در يك سوك و حُزن همگانى فرو برده بود .
مورّخان از نوحهخوانىهاى مردم ( به رسم قبايل ) و گريههاى جمعى زنان يادها كردهاند و همگان بر وقوع اين مجالس و محافل در منازل طوايف مدينه اتّفاق سند دارند . وقتى پيامبر گريهها را شنيد ، به تأثّر گفت :
« آنها بر شوهران و پسران و برادرانشان مىگريند ، اما براى حمزه چه كسى مىگريد ؟ » به گفتهء على بن برهانالدّين حلبى ، حمزه در مدينه همسر و فرزندى نداشت .
از اين رو پيامبر صلى الله عليه و آله خود بر حمزه گريست .
اسيد بن حضير و سعد بن معاذ چون اين حالت غمانگيز را از پيامبر صلى الله عليه و آله ديدند ، زنانِ طائفهء خود را گفتند :
« بر حمزه بگرييد كه پيامبر در فقدان او گريسته است . »
زنان ، گريهكنان و نوحهخوانان به سوى خانهء محمّد صلى الله عليه و آله رو آوردند . يكباره همهء طوايف مدينه كه در مجاورت مسجد بودند ، در سوك حمزه و ديگر شهيدان احد فرو رفتند . ابناسحاق گويد :
و مرّ رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - بدار من دور الأنصار من بني عبدالأشهل و بنى ظفر فسمع البكاء و النوائح على قتلاهم فذرفت عينا رسولاللَّه فبكى ثمّ قال :