تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
عموم مورّخان به مستنداتى اشاره كرده‌اند كه بر اساس آن ، ظاهراً محمّد صلى الله عليه و آله با توجّه به خوابى كه يك شب قبل ديده بود ، نسبت به نظر مشورتى خود مبنى بر ماندن در مدينه ، اظهار علاقه و تمايل كرده بود . « 1 » براى نمونه واقدى به نقل از جابر مىنويسد : « إنّ رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - قال رأيت كأنّي في درع حصينة و رأيت بقراً ينحر فأولت ان الدرع المدينة و ان البقر نفر و اللَّه خير و لو أقمنا بالمدينة فإذا دخلوا علينا قاتلناهم » . « 2 » اين رؤيا با الفاظ مختلف در كتب تاريخ و حديث ثبت شده و در متن آن ، استنباط بر ماندن در مدينه وجود دارد ؛ به گفتهء « نويرى » : « فكان رأي رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - أ لا يخرج من المدينة لهذه الرّؤيا ؟ » . « 3 » « حلبى » از اختلاف در نقل الفاظِ خواب و تعبيرى كه از آن ياد شد ، ياد كرده است . « 4 » گمان دارم توجّه به متن كامل اين سند ، كاملًا ما را در جريان اهميّت اين مستند قرار مىدهد : و رأى رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - رؤيا قال : « رأيت البارحة في منامي خيراً رأيت بقراً تذبح و رأيت في ذبابة سيفي » أي و هو ذوالفقار « ثلماً » بإسكان اللام . و في لفظ :
هامش
( 1 ) . ابن‌هشام در « السيرة النّبويه » ، ج 3 ، صص 66 و 67 ؛ ابن‌سعد در « الطّبقات الكبرى » ، ج 2 ، ص 26 و حلبى در « السيرة النّبويه » ، ج 2 ، ص 18 و دارمى در « مسند » ، ج 1 ، ص 271 و ج 3 ، ص 351 ( 2 ) . « پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : در خواب ديدم كه گويى در زره مستحكمى بودم و گاوى را سر مىبريدند . پس چنين تأويل كردم كه آن زره مستحكم ، مدينه است و آن گاو ، افرادى از ما . به خدا سوگند بهتر آن است كه در مدينه بمانيم و چون وارد شوند ، با آنان نبرد كنيم » . « المغازى » ، ج 1 ، ص 209 ، متن عربى . ( 3 ) . « به خاطر ديدن آن خواب ، نظر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آن بود كه از مدينه خارج نشوند » . نك : « نهايةالارب » ، السّفر السّابع‌عشر ، ص 84 ، دارالكتب ، 1955 م . ( 4 ) . نك : « ألسّيرة النّبويّه » ، ج 2 ، ص 490 ، چاپ دارالمعرفه
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى ) — صفحة 206 | محمد باقر النجفي