خويش گفت : بگوييد چه بايد كرد ؟ » « 1 » ابنقيّم جوزى هم اين عبارت را مورد تأييد قرار داده ، مىنويسد :
« استشار رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - الناس أ يخرج إليهم أم يمكث بالمدينة » . « 2 » زيرا اين انصار بودند كه شهرشان مورد تهديد قرار گرفته بود و آنها مىبايست از نحوهء مقابله با دشمن و دفاع از پيامبر و مهاجران در برابر مهاجمان مكّى آگاه شوند و به درستى در اين باب تصميم بگيرند . ولى آنچه مسلّم است ، پيامبر در جستجوى راهى بود كه حتّىالمقدور از وقوع نبرد جلوگيرى كند و آغازگر نبرد نباشد . اين حقيقت را مىتوان بهخوبى از اين سند تاريخى كه ابناسحاق ثبت كرده است ، استنباط و استخراج نمود :
« فرمود : رأى من آن است كه ما از مدينه به در نرويم ؛ تا لشكر قريش بگذاريم كه از بيرون مدينه نشسته باشند ؛ تا اگر ايشان به در مدينه آيند و جنگ كنند ، ما نيز آن وقت جنگ كنيم ؛ و گرنه كه چند روز بنشينند و ايشان را نه نان ماند و نه آب .
لابد برخيزند و باز پس شوند . » « 3 » « قال ابناسحاق : فقال رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - : فإنْ رأيتم أن تقيموا بالمدينة و تدعُوهُم حيث نزلوا ، فإن أقاموا أقاموا بشرّ مُقامٍ و إن هُم دَخَلوا علينا قاتَلْناهُم فيها » . « 4 » « طبرى » گفتهء پيامبر صلى الله عليه و آله را چنين ثبت كرده است :
« قريشيان را همانجا كه هستند ، واگذاريد كه اگر همان جا ماندند و به سختى و
هامش
( 1 ) . « تاريخ الرّسل و الملوك » ، ج 3 ، ص 1516 ، ترجمهء فارسى .
( 2 ) . « زاد المعاد » ، جزء 2 ، ص 91
( 3 ) . « سيرت رسول اللَّه » ، ج 2 ، ص 648 ، ترجمهء پارسى .
( 4 ) . ابنهشام ، « السيرة النّبويه » ، ج 2 ، ص 7 ، چاپ محمّد محيالدّين عبدالحميد ، مصر ، مطبعهء حجازى .