« ليذكرنهم قتلى بدر فيُحفظنّهم فيكون أحد لهم في القتال » . « 1 » در حقيقت انگيزهء هجوم به مدينه و وقوع حادثهء احد ، خونخواهى از بدر يا واقعهاى بود كه قبايل بتپرست ، خود به انگيزهء اقتصادى و عقيدتى عليه پيروان نظام جديد و تعليمات پيامبر صلى الله عليه و آله به راه انداخته بودند و چون با پيروزى روبرو نشدند ، خونخواهى ، انگيزهء جديد آنها در برخورد با مردمى گرديد كه مىخواستند به دور از معابد بُت ، زندگى خود را بر پايهء اخوّت و برابرى بنا نهند و تفاخر كهن را به مدد معنويّت و تعقّل نوين ، به فراموشى سپارند .
طبيعى است وقتى مردم عربِ صحرانشين احساس كنند كه ديانت و تعصّبات قبيلهاى آنها دستخوش تحقير شده است و نتوانند خود را از اين حسّ حقارت برهانند ، براى كينه و انتقامجويى ، روحيّه مىيابند . علاقه به جنگجويى ، صفتى در نهاد همهء صحرانشينان است و غارتگرى يكى از ويژگىهاى آن و خاصّ مردان مىباشد . اين حالت با عصبيّت قبيله كه هميشه ديگر مردمان را شكار قانونى خود مىدانند ، همراه است و خودپرستى را در حدّ افراط در شخصيّت قبيله متجلّى مىكند .
اين وضعيّت در همهء ادوار عرب آشكار بوده است و بهخوبى نشان مىدهد كه در جنگهاى قبايل و مرسوم در ايّام جاهليّت ، خونخواهى ، مسبّب اصلى جنگ بوده است و اين مؤلّفه قادر بوده است كه همهء عوامل اقتصادى و انگيزههاى عقيدتى آنها را تحتالشّعاع قرار دهد .
قبايلى كه قرنها اختلاف در خصوص چهارپايان و چراگاهها و چشمههاى آب را فرصتى براى غارتگرى و عمليّات پهلوانى مىدانستند ، اكنون كه بسيارى از سران تندخوى خود را نيز از دست دادهاند ، چه حالتى مىيابند ؟
رسم انتقام در زندگى بدوى و مظاهر اشرافى عرب به صورت يكى از نيرومندترين رسوم دينى و اجتماعى آنها متجلّى بوده است و مصاديق زير ، از اين موارد است :
هامش
( 1 ) . « . . . تا كشتگان بدر را به ياد آنان آورند و آنان را به پايدارى تشويق كنند و با جديت بيشترى به نبرد برخيزند » . « الطّبقات الكبرى » ، ج 1 ، ص 20