لطف و مهماننوازى يكى از ساكنان اين محل ، به بالاترين نقطهء تپّه صعود كرد و از پشت بام خانهء وى به مطالعهء عمومى موقعيّت جغرافيايى زمين مسطّحى كه بين تپهء مزبور و كوه احد قرار دارد ، پرداخت و ساعاتى از روز را گذراند و نقشهها و اسلايدهاى خود را تهيّه كرد . پيكرهء 10 - 2 ؛ 11 - 2 ؛ 12 - 2
ب : واقعهء احد
« احد » نامى است كه در تاريخ مدينه ، عموماً بر واقعهء هجوم وحشيانهء قريش به مردم مدينه اطلاق مىگردد ؛ زيرا وقوع اين حادثه در دامنهء كوه ، حدّ فاصل وادى قناة و رشته كوه احد بوده است . « طبرى » زمان حادثه را « شنبه هفتم شوّال » دانسته است « 1 » و اين با نظر « واقدى » مطابقت دارد ؛ آنجا كه مىگويد :
« . . . يوم السبت لسبع خلون من شوّال على رأس اثنين و ثلاثين شهراً » . « 2 » يا به تصريح شيخ طبرسى : « رأس سنة من بدر » . « 3 »
1 / ب : انگيزهء هجوم قريش به مدينه
مدينه آرام بود و مسلمانان ، زندگى را با صلح و صفا ، مودّت و مُؤاخات مىگذراندند و در پرتو تعاليم پيامبرشان بىآنكه معترض قوم و قبيلهاى باشند ، به سير و سلوك مشغول بودند . در اين حال ناگاه خبر هجوم و لشكركشى طوايف كينهتوز و بتپرست قريش به مدينه انتشار يافت .
انگيزهء اين هجوم چه بود ؟ چرا قريش ، يكپارچه به نابودى شهر مدينه مصمّم شد ؟
آيا هدف ، دفاع از آيين بتپرستى بود ؛ يا صرفاً براى ارضاى التهابِ غضب و كينههايى
هامش
( 1 ) . « تاريخ الرّسل و الملوك » ، ج 3 ، ص 1014 ، ترجمهء فارسى .
( 2 ) . واقدى ، « المغازى » ، ج 1 ، ص 99
( 3 ) . « اعلامالورى باعلامالهدى » ، ص 90 . همچنين نك : على بن برهانالدّين حلبى ، « السّيرة الحلبيّه » ، مجلّد الثّانى ، ص 487 ، چاپ لبنان ، دارالمعرفه كه وقوع حادثه را در ماه شوّال ، « باتّفاق الجمهور » خوانده است . نيز نك : ابنعماد ، « شذرات الذّهب » ، مجلّد الأوّل ، ص 10 ، السنّة الثالثه .