الحج » و در روايت ابوحمدى در حالى بوده است كه « رجع من تبوك و أشرف على المدينة » لذا مسلّم است كه هنگام نزديكشدن به شهر مدينه و پيداشدن كوه احد از دور ، اين اظهار دلبستگى اتّفاق افتاده است ؛ در نتيجه با تعابير گروه اوّل ، مطابقت معقولى دارد . « 1 » خاصه در متن حديثِ انس بن مالك تأكيد مىشود :
« إنّ رسول اللَّه طلع له أُحُد فقال : هذا . . . » . « 2 »
3 / الف : احد ؛ ميدان واقعه
ميدان واقعهء نبرد قريشيان با مسلمانان ، زمين مسطّحى است كه از سمت شمال به كوه احد و از جنوب به وادى قناة و تپّهء رماة محصور شده است .
« رماة » در لغت از ريشهء « رمْى » به معناى تيرانداختن است و اشارت به آن دارد كه در واقعهء مذكور ، پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله تيراندازانى را كه به گفتهء اقشهرى : پنجاه تن بودند ، بر آن مستقر نمود . « 3 » و چون در دامنهء شمالى آن ، دو چشمهء آب وجود دارد ، آن كوه را « عينين » ( يا عينان ) خواندهاند « 4 » و به « الكظامه » نيز شهرت يافته است . « 5 » اين دو چشمه را « معاوية بن ابىسفيان » حفر نمود و آبش را جارى كرد . موقعيّت آنها دقيقاً ما بين شهداء احد و قبّةالثّنايا است . با توجّه به اينكه چشمهء مذكور ظاهراً از كارهاى عمرانى امويان بوده ، بهخوبى نشان مىدهد كه قدمت هر دو نامِ عينين و رماة ، به سدهء اوّل هجرى باز مىگردد و نه به تاريخ يثربِ قبل از اسلام . « 6 » در سالهايى كه حقير ، توفيق ديدار از ميدان نبرد احد را داشتم ، بر تپّهء رماة ، خانههاى متعدّدى احداث شده بود ؛ طورى كه همهء راهها تا فراز آن مسدود بود . مؤلّف با
هامش
( 1 ) . ابنحجر عسقلانى ، « فتحالبارى » ، ج 7 ، ص 277 ، 27 ، بابِ « أحد جبل يحبّنا و نحبّه » ، ازكتاب « المغازى »
( 2 ) . « پيامبر خدا صلى الله عليه و آله زمانى كه كوه احد در برابرش پديدار شد ، چنين فرمود . »
( 3 ) . ابناثير ، « النّهايه » ، ج 3 ، ص 334 و فيروزآبادى ، « قاموس المحيط » ، رمى .
( 4 ) . ياقوت حموى ، « معجم البلدان » ، ج 4 ، ص 173
( 5 ) . سمهودى ، « وفاء الوفا » ، ج 4 ، ص 1274 . در بارهء واژهء الكظامه نك : « قاموس » ، « كظم » .
( 6 ) . پيكرهء 5 - 2 ، 6 - 2 ، 7 - 2 ، 8 - 2 ، 9 - 2