تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
ابن عوف : و أنت رسول اللَّه ؟ فقال ابن‌عوف إنّها رحمةٌ ثمّ أتبعها بأخرى فقال : إنّ العين تدمع و القلب يحزنون و لا تقول إلّا ما يرضى ربّنا و أنّا لفراقك يا إبراهيم لمحزونون » . « 1 »
هامش
( 1 ) . « پيامبرگرامى صلى الله عليه و آله روزى به ديدن فرزندش ابراهيم كه به خود مىپيچيد ( و جانش در خطر بود ) رفت . با ديدن اين صحنه ، اشك در چشمان مباركش حلقه زد . عبد الرحمان بن عوف گفت : اى پيامبر خدا ، گريه مىكنيد ؟ فرمود : ابن عوف ! اين رحمت است و رحمت ديگرى هم به دنبال خواهد داشت . پس فرمود : چشم اشك مىريزد و قلب اندوهناك و غمگين مىشود . مطلبى را نبايد بر زبان آورد مگر اين‌كه خداوند را خشنود سازد . اى ابراهيم ، چون تو را از دست مىدهيم غمگين و اندوهناكيم . » همچنين نك : مسلم ، « صحيح » كتاب 43 ، حديث 62 ؛ ابن‌ماجه ، « سنن » كتاب 6 ، باب 13 ؛ ابن‌سعد ، « الطبقات الكبرى » ج 1 ، قسم 1 ، ص 88 ؛ احمدبن حنبل ، « مسند » ج 3 ، ص 112