است كه از نظر محمّد صلى الله عليه و آله ، كسوف و خسوف ، دو پديدهء طبيعى و ناشى از جريان قوانين جهان طبيعت است كه بر خلاف ديدگاه اهل نجوم قديم و ساحران و مذاهب جاهلى ، وقوع آن ارتباطى به مجراى حيات و ممات انسانها ندارد .
از سوى ديگر بيان حديث به صورتى است كه معلوم مىسازد : گفتهء پيامبر صلى الله عليه و آله پىآمد تحقّق كسوف يا خسوفى بوده كه پس از تولّد يا مرگ انسانى رخ داده است ؛ به نحوى كه اهل مدينه كسوف يا خسوف رخداده را مرتبط با حادثهء مرگ مذبور دانستهاند . از اينرو پيامبر با گفتهء يادشده ، خطّ بطلانى بر افسانههاى جاهلى و اساطير و روايات و حكايات رايج و غالباً بنىاسرائيلى كشيده است . با نگرش ديگر ، عموم منابع سيره و حديث ، صدور كلام پيامبر صلى الله عليه و آله را در روز وفات ابراهيم و متعاقب تأثّر و تأسّف شديد محمّد صلى الله عليه و آله از مرگ فرزندش دانستهاند :
امام بخارى در « صحيح » به نقل از مغيرة بن شعبه گفته است :
« كسفت الشّمس على عهد رسول اللَّه يوم مات إبراهيم » . « 1 » و كلينى در « فروع من الكافى » به نقل از ابوالحسن موسى نقل مىكند :
« إنّه لما قبض إبراهيم ابن رسول اللَّه . . . » « 2 » بنابر اين ، مصادفشدن مرگ ابراهيم با رخداد كسوف يا خسوف ، مردم را واداشت كه چنين پندارند كه اين تغيير حالت آسمان ، ناشى از مرگ ابراهيم است :
كلام ابوالحسن موسى به صورتِ « فقال النّاس : انكسفت الشمس لفقد ابن رسول اللَّه . . . » و كلام سفيان وكيع به صورت « فقال النّاس : انكسفت لموت إبراهيم » ضبط
هامش
( 1 ) . « در زمان حيات پيامبر صلى الله عليه و آله روز مرگ ابراهيم آفتاب دچار گرفتگى شد . »
( 2 ) . فروع كافى ، كتاب الصلاة ، باب « صلاة الكسوف » ج 3 ، ص 463