مسلّم است كه او در سال دهم هجرت - يا پس از يك سال و ده ماه - دامان پدر و مادر را ترك كرد و به ابديّت ره سپرد و به يقين گفتهاند كه جسدش را در قبرستان بقيع به خاك سپردند . « 1 » آنچه در ارتباط با مرگ ابراهيم مورد توجّه محقّقان قرار گرفته است ، كسوف يا خسوفى بوده كه همزمان با روز وفات و مراسم بهخاكسپردن وى در آسمان مدينه پديدار شده است . پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در بارهء اين پديده كه در عقيدهء عربها ارتباط مستقيمى با حوادث زندگى آدميان دارد ، اظهار نظر قاطع كرده و آن را برعكس اسلاف و عقائد رايج در زمان خويش ، از جريانات طبيعى نظام هستى دانسته و مرگ و حيات آدميان را با آن بىارتباط خوانده است .
همهء منابع مهمّ سيره و حديث چنين ثبت كردهاند كه محمّد صلى الله عليه و آله به نقل از ابنعمر در بارهء كسوف و خسوف گفته است :
« إنّ الشمس و القمر لاينكسفان لموت أحد من النّاس و لكنهما آيتان من آياتاللَّه . فإذا أريتموهما فقوموا فصلّوا » .
يا به اين لفظ به روايت از عايشه :
« إنّ الشّمس والقمر آيتان من آيات اللَّه لا ينخسفان لموت أحدٍ و لا لحياته فإذا رأيتم ذلك فادعوا اللَّه و كبِّروا و صلّوا و تصدَّقوا » . « 2 » اين مجموعه روايات كه اساس فصولِ مربوط به فريضهء نماز آيات در مواقع بروز كسوف و خسوف در منابع اسلامى شده است ، جاى هيچ شكّى باقى نمىگذارد و مسلّم
هامش
( 1 ) . ابنحبان ، « الثقات » ج 1 ، ص 282
( 2 ) . « ماه و خورشيد دو علامت و نشانهاى از نشانههاى خداوندى است كه به مناسبت مرگ يا تولد كسى دچار خسوف نمىشوند . اگر چنين چيزى مشاهده كرديد ، دعا و تكبير فرستيد و نماز به پا داريد و صدقه بدهيد . . . » به نقل از طُرق ابنمسعود ، مغيرة بن شعبه ، ابنعبّاس ، اسماء بنت ابىبكر و . . . در كتاب « الكسوف » ، « صحيح » ، امام بخارى و بيهقى ، « سنن الكبرى » ، ج 3 ، ص 341 و . . .