معيشت و آگاهى مردم و خزائن و بودجهء حكومتها ، در نحوهء آراء ، تأثير فراوانى مىنهاد . از اين رو اولًا يافتن حدّ ميانهء آن آراء در سدههاى اسلامى ممكن نيست . و ثانياً در جمعبندى آنها نمىتوان به نتيجهاى مطابق نص دست يافت .
به هر حال به ظاهر بقيع در روند تاريخى - كه مجموعهاى از آثار ، قبّهها ، كتبيهها و . . .
بودهاست و مورّخان و سيّاحان و زائران مدينهشناس به آن گواهىها دادهاند ، نظرى مىافكنيم .
ارائهء همهء گواهىها با رعايت اختصار كلام مناسبت ندارد ؛ لذا مجملى از آن را به حدّ كفايت بيان مىكنيم ؛ تا ويرانهء امروز را با آثار گذشتهء بقيع تطبيق دهيم :
1 . « ابوالحسن على بن حسين مسعودى » متوفّاى 345 ه . ق . به مقبرهء اهلبيت در قبرستان بقيع اشاره نموده ، مىنويسد :
« و على قبورهم في هذا الموضع من البقيع رخامة مكتوب عليها : بسم اللَّه الرحمن الرحيم الحمد للَّهمبيدا لأمم و محيي الرمم هذا قبر فاطمة بنت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله سيدة نساء العالمين و قبر الحسن بن عليّ أبىطالب و عليّ بن الحسين بن عليّ بن ابيطالب و محمد بن علىّ و جعفر بن محمد رضي اللَّه عنهم . » « 1 » 2 . محمد بن ابىبكر تلمسانى ضمن وصف مدينهء قرن 4 هجرى ، در بارهء « بقيع الغرقد » گفته است :
« و قبر الحسن بن عليّ عن يمينك إذا خرجت من الدرب ترتفع إليه قليلًا
هامش
( 1 ) . « بر روى قبرهاى آنان در اين موضع از بقيع ، سنگى قرار دارد كه روى آن چين نوشته شده است : بسم اللَّه الرحمن الرحيم ، حمد و سپاس خداوند نابود كنندهء ملتها و زنده كنندهء استخوانهاى پوسيدهء اين آرامگاه را . فاطمه دختر رسول اللَّه ، سيدهء نساء العالمين و آرامگاه حسن فرزند على ابىطالب و علىبن الحسين و محمد بن على و جعفر بن محمد عليهم السلام است . »
مروج الذّهب و معادن الجوهر ، ج 2 ، ص 288 . همچنين نك : سبط ابنجوزى متوفّاى 654 ه . ق . ، « تذكرةالخواص » ، ص 311 ، چاپ بيروت 1981 م . به نقل از واقدى .