تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
قال فاختلفنا ثلاثة أيام مع عثمان فننزح البئر فلم نجده » . « 1 » در اين مسير ، مسلِم به احاديثى اشاره كرده است كه مؤيّد اسناد صحيح بخارى است . « 2 » مسلم در « باب تحريم خاتم الذهب » حديث ابن‌عمر را از طريق ابن‌نمير به نقل از عبيداللَّه چنين ثبت كرده كه : « اتخذ رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - خاتماً من ورق فكان في يده ثمّ كان في يد أبوبكر ثمّ كان يد عثمان » . « 3 » ابن‌سعد ذيل « ذكر خاتم رسول‌اللَّه صلى الله عليه و آله الذهب » در سندى مستند به گفتهء عبداللَّه بن نمير از عبيداللَّه بن عمر از نافع از ابن‌عمر همان حديث صحيحين را يادآور شده است كه عاقبت : « ثمّ كان في يد عثمان حتى وقع في أريس » . « 4 » و ذيل « ذكر ما صار إليه أمر خاتمه صلّى اللَّه عليه و آله » با تصريحات بيشترى به اين مسئله اشاره كرده است . اهم اين مستندات ، گفتهء انس بن مالك است كه ابن‌سعد آن را از طريق محمّد بن عبداللَّه انصارى از ثُمامة بن عبداللَّه چنين ثبت كرده است كه : « كان خاتم النبيّ في يده حتى مات و في يد أبىبكر و عمر حتى ماتا ثمّ كان يد عثمان ستَّ سنين فلمّا كان في الست الباقية كنّا معه على بئر أريس و هو
هامش
( 1 ) . « انگشتر پيامبر در دست مباركش بود و پس از او در دست ابوبكر و پس از آن در دست عمر سپس در دست عثمان بود . گويند روزى عثمان در حالى كه در كنار چاه اريس نشسته بود ، انگشتر از دست بيرون آورد و با آن بازى كرد ، ناگهان انگشتر از دستش رها شد و به قعر چاه افتاد . از اين روز مدت سه روز به‌اتفاق عثمان به اين چاه رفت و آمد كرديم تا آب آن را كشيديم ، اما انگشتر را نيافتيم . » ( 2 ) . صحيح ، كتاب اللباس ، باب تحريم خاتم الذهب . ( 3 ) . « رسول گرامى صلى الله عليه و آله انگشترى از سكّه اختيار كردند . اين انگشتر در دست مباركش بود . پس از آن در دست ابوبكر و پس از او در دست عثمان . » شرح الإمام النووى على متن صحيح الإمام مسلم ، كتاب اللباس ، ص 380 ، حاشيهء كتاب ارشادالسارى قسطلانى ، ج 8 ، چاپ دارالفكر ، افست ، چاپ 6 ، سال 1305 ق . ( 4 ) . الطّبقات الكبرى ، الجزء الأوّل ، القسم الثّانى ، صفحهء 160 / 166 ، چاپ 1322 ه . ق . ادوارد سخو .