انگشترى در انگشت خود نهاد ، چه بوده است ؟ وى از قتادة به نقل از انس روايت مىكند :
« أراد رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - يكتب إلى الروم فقالوا إنّهم لا يقرؤن كتاباً إلّا مختوماً فاتخذ خاتماً من فضة كأنَّي إلى بياضه في يده و نَقش فيه محمدٌ رسول اللَّه » . « 1 » نسائى بر اساس حديث عبداللَّه بن جعفر گفته است :
انگشتر در انگشت دست چپ پيامبر بوده است . « 2 » ابنماجه اسناد مربوط به انگشتر پيامبر را در دست داشته و ذيل « باب نقش الخاتم » به آن اشاره مىكند :
ناقع به نقل از ابنعمر مىگويد :
« قال اتخذ رسول اللَّه خاتماً من ورق ثمّ نقش فيه : محمّد رسول اللَّه » . و گفته است كه پيامبر ياران را از تقليد نقش انگشتر خود منع نمود ؛ زيرا نقش آن ، مهر خاص پيامبر براى مكاتبات خود بود .
ابنماجه بر اساس سندى از عبداللَّه بن زبير از عايشه « 3 » نقل مىكند :
نجاشى انگشتر طلايى را كه داراى نگينى حبشى بود ، به پيامبر هديه داده است . « 4 » در اين خصوص ، ابنسعد با تفصيل بيشترى از انگشتر طلايى پيامبر ياد كرده و به نقل از ابنعمر روايت مىكند :
« اتخذ رسول اللَّه خاتماً من ذهب فكان يجعل فصّه في بطن كفّه إذا لبسه في
هامش
( 1 ) . « رسول اللَّه صلى الله عليه و آله مىخواستند نامهاى به روميان بفرستند . عرض كردند : آنها نامهء بدون مهر را نمىخوانند . لذا پيامبر انكشترى نقره اختيار كردند كه نقش نگين آن جملهء « محمد رسول اللَّه » بود و از آن به عنوان مهر استفاده نمودند . »
( 2 ) . همچنين نك : سنن النسائى ، همان مأخذ ، ص 174 / 177
( 3 ) . حديث 3644 ، همان مأخذ .
( 4 ) . سنن ، جزء الثّامن ، ص 1201 ، كتاب اللّباس ، به اهتمام : محمّد فؤاد عبدالباقى ، دارالفكر ، چاپ بيروت .