اين گفته را بىكم و كاست ، مؤلّف « المناسك و اماكن طرق الحج و معالم الجزيره » در صفحهء 428 آورده است و اين از جمله دلايل كسانى است كه گفتهاند ممكن است كتاب ياد شده از آثار ابو عبداللَّه اسدى باشد .
محمدبن ابىبكر تلمسانى در سال 348 ه . ق . از معرَّس و اينكه محلّى است كه پيامبر شب را تا به صبح در آن مىگذرانيد ، ياد كرده است . « 1 » البكرى در معجم ما استعجم ، « 2 » به محو شدن آثار زيباى مسجد از جارى شدن سيل اشاره كرده ، مىنويسد :
« فَدَخَل السَّيْلُ بالبطحاء حتّى دفن ذلك المكان الذي كان يُعَرِّس فيه رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - » .
سمهودى در « وفاء الوفا باخبار المصطفى » ، « 3 » از آثار يا بناى مسجد ، گزارش دقيقى ارائه نمىدهد و اين امر نشانگر آن است كه بناى مسجد در قرن 9 / 10 ه . ق . يا به فراموشى سپرده شده بود و يا آثار بناى بهجا مانده به نحوى بوده كه باورى براى سمهودى در تطبيق آن با منابع دينى ، تاريخى به ارمغان نياورده است ؛ زيرا ذيل گفتهء ابوعبداللَّه اسدى مىگويد :
« ليس هناك غير المسجد المتقدّم ذكره في قبلة مسجد ذي الحليفة ، على نحو رمية سهم سبقي منه و هو قديم البنا بالقصة و الحجارة المطابقة فهو المراد » . « 4 » اين ابهام تا قرن 12 ه . ق . كه در بعضى از رسالهها و سفرنامههاى موجود در حجاز به
هامش
( 1 ) . « وصف مكة و المدينه و بيتالمقدّس » ، تصحيح حمد الجاسر ، مجلةالعرب ، ج 5 / 6 ذوالقعده و ذوالحجه 1393 ه . ق . داراليمامه ، رياض .
( 2 ) . جزء 2 ، ص 464
( 3 ) . جزء 3 ، ص 1005
( 4 ) . « در آنجا غير از مسجد ياد شدهء قبلى در جلوى مسجد ذىالحليفه مسجدى نيست و آن دو ، به فاصلهء پرتاب يك تير از هم دور هستند . ساختمان قديمى و از سنگ چيده شده است و منظور همان است . »