آهنگ قضاى عمرهء سال پيشش روان شد . ابناسحاق مىگويد :
« چون پيامبر از خيبر سوى مدينه بازگشت ، ماه ربيعالأوّل و ربيعالآخر و جمادىالأوّل و جمادىالآخر و رجب و شعبان و رمضان و شوّال را در آنجا بماند و كسان را به غزا و سفرهاى جنگى فرستاد . پس از آن در ماه ذىالقعده ( همان ماهى كه مشركان راه وى را به مكّه بسته بودند ) به قصدِ قضاى عمرهء سال پيش روان شد و مسلمانانى كه سال پيش با وى بودند ، همراهش رفتند و اين به سال هفتم هجرت بود » . « 1 » واقدى و ابنسعد آن سفر را عمرة القضيَّة خواندهاند و تحت عنوان « عمرة رسولاللَّه القضيّه » در « طبقات الكبرى » ( ج 1 ، ص 87 ) مىنويسند :
« ثمّ عمرة رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - القضيّة في ذيالقعدة سنة سبع من مهاجرة . . . و خرج مع رسول اللَّه قوم من المسلمين عماراً فكانوا في عمرة القضية ألفين و . . . فلمّا انتهى إلى ذيالحليفة . . . و أحرم رسول اللَّه من باب المسجد و لبّى و المسلمون معه يلبُّون » . « 2 » 3 / الف : ميقات حجّةالوداع
سومين سفر پيامبر به مكّه در جريان سفر جنگى او براى فتح صورت پذيرفت كه در آن ، چون قصد عمره و حجّى نبود ، توقّفى در ميقاتى جهت احرام صورت نپذيرفت ؛ تا اينكه در سال دهم هجرت ، جهت انجام حَجّةالوداع ( / حَجّةالإسلام ) مدينه را به سوى مكّه ترك فرمود و اين حج به اتّفاق آراء تاريخنگاران اسلامى ، اوّلين و آخرين حجّى بود كه طبق احكام تشريحى آن به جاى آمد و جوانب شريعتى آن با سنن تكميل گرديد .
هامش
( 1 ) . طبرى ، تاريخ الرّسل و الملوك ، ج 3 ، ص 1157 ، ترجمهء فارسى .
( 2 ) . « پس رسول اللَّه صلى الله عليه و آله در ذى القعدهء سال هفتم هجرت قضاى عمره را به جا آورد . . . . شمارى از مسلمين همراه با رسول اللَّه صلى الله عليه و آله براى عمره خارج شدند . شمار آنان در قضاى عمره دو هزار نفر بود . وقتى به ذىالحليفه رسيد ، رسولاللَّه از در مسجد احرام بست و لبيك گفت و مسلمين با وى لبيك مىگفتند . » همچنين نك : ابنحجر عسقلانى ، فتحالبارى بشرح صحيح البخارى ، ج 9 ، ص 499 ، كتاب المغازى و نيز : ابنهشام ، السّيرة النبويّه ، ج 3 ، ص 424 بهنقل از ابناسحاق .