و قدّم عبادبن بشر أمامه . . . » . « 1 » حلبى در السّيرة الحلبيّة فى سنن الأمين و المأمون ، « 2 » در بارهء اين ميقات مىنويسد :
« و كان إحرامه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - بالعمرة من ذيالحُليفة أي بعد أن صلّى بالمسجد الّذي بها ركعتين و ركب من باب المسجد . . . » . « 3 » ابنقيّم جوزى مىنويسد :
« فلمّا كانوا بذيالحليفة قلّد رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - الهدي و اشعره و أحرم بالعمرة » . « 4 » اين ، روايت زهرى ، عروة بن زبير ، مسور بن مخرمه است كه شيخ طبرسى به آن باور دارد « 5 » و در تفسير آيهء 19 از سورهء فتح كه مىفرمايد :
لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ
« 6 » بىكم و كاست به آن استناد كرده است . « 7 » 2 / الف : ميقات عمرة القضا
بر اساس پيمان صلح حديبيّه كه در سال 5 / 6 ق . منعقد گرديده ، پيامبر در سال 7 ق . به
هامش
( 1 ) . « براى به جا آوردن عمره در ذى القعدهء سال 6 هجرت ، از مدينه خارج شد . گفتهاند رسولاللَّه ، يارانش را به عمره فراخواند . . . . در روز دو شنبه به هنگام هلال ذى القعده از مدينه خارج شد و عبداللَّه بن امكلثوم را بر مدينه گماشت - كسى كه با سلاح همراه نشد جز شمشيرها كه در نيام بودند و يارانش نيز شتر راندند و در ذى الحليفه نماز خواندند . . . و احرام بستند و لبّيك گفتند و عباد بن بشر را پيش فرستاد . . . » .
( 2 ) . ج 2 ، ص 689
( 3 ) . « پيغمبر احرام عمره را از ذى الحليفه بست ؛ به عبارت ديگر ، بعد از اينكه در مسجد آنجا دو ركعت نماز خواند و از در مسجد سوار شد . . . . » همچنين نك : متقى هندى ، كنزالعمّال ، ج 5 ، ص 159
( 4 ) . « هنگامى كه در ذى الحليفه بودند ، پيامبر صلى الله عليه و آله شتر قربانى را قلاده در گردن انداخت و زخم در كوهان آن زد و به منظور عمره احرام بست . » نك : زادالمعاد ، ج 1 ، ص 123 ذيل « فى قصة الحديبيّه » .
( 5 ) . « مجمع البيان في تفسير القرآن » ، جزء 26 ، ص 63 ، چاپ دارالفكر 1955 م .
( 6 ) . « خداوند از مؤمنان راضى گرديد ؛ چرا كه در زير درخت با تو بيعت مىكنند . » فتح : 19
( 7 ) . كلينى ، روضهء كافى ، ص 325 و بدرالدّين عينى ، فتح البارى بشرح صحيح البخاري ، جزء 6 ، ص 136