6 متر ارتفاع دارد و ديوارهاى آن كاملًا با گچ سفيد روكارى شده است ؛ به نحوى كه از دور بر فراز كوه نشانى آشكار دارد .
مسجد ميان خانهء مخروبهاى جاى گرفته و حياط كوچك آن در قسمت شرق ، حدوداً متصل به كوه سلع قرار داشت .
زمين مسجد با زيلو و حصير پارهپاره مفروش بود و تنها يك فقير پير در مدخل آن در انتظار زائران اندك ، از مسجد حفاظت مىكرد . وقتى سؤال كردم :
« آيا زائران به اين مكان كه به چنين غربتى افتاده است ، مىشتابند ؟ » گفت :
« بسيار بسيار كم ؛ و كسى از اهميّت اين محل خبر ندارد ؛ مگر بعضىها ؛ و اگر هم بدانند راه آمدنش را نمىدانند . »
آن غربت و سادگى و خرابهء بناى مسجد ، مرا بيش از پيش با تاريخ بىتفصيل اسلام مرتبط نمود ! نك : پيكرههاى 1 - 8 و 2 - 8
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى ) — صفحة 241
مساهمون: محمد باقر النجفي
ص٢٤١