فأعطانيها فسألته أن لا يجعل بأسَهُم بينهم فمنعنيها » . « 1 » 2 . مالك بن انس در « الشعب الموطّأ » ، « 2 » اهتمام محمد فؤاد عبدالباقى از عبداللَّهبن عبداللَّهبن جبر ابن عتيك گفته است :
« جاءنا عبداللَّه بن عمر في بني معاوية و هي قرية من قرى الأنصار فقال : هل تدرون أين صلّى النّبيّ - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - في مسجدكم هذا ؟
فقلت له : نعم و أشرْتُ له إلى ناحية منه . قال : هل تدري ما الثلاث الّتي دعا بهنَّ فيه ؟ فقلت : نعم . قال : فاخبرني فقلتُ : دعا بأن لا يظهر عليهم عدواً من غيرهم و أن لا يهلكهم بالسِّنين فاعطيهما و دعا بأن لا يجعل بأسَهُم بينهم فمنعها ، قال : صدقت . قال ابنعمر : فلن يزال الهرج إلى يوم القيامة » . « 3 » عبدالباقى در ذيل حديث ، « لا يجعل بأسهُمْ بينهم » را « أي الحرب و الفتن و الإختلاف » معنى كرده است .
3 . متن دعا و اجابت آن به استثناى اجابتِ « لا يجعل بأسهم بينهم » در غالب كتابهاى حديث و ذيل فصل « الفتن » ذكر شده است و اگر چه به مكان آن اشاره
هامش
( 1 ) . « روزى رسول اللَّه از العاليه مىآمد . هنگامى كه به مسجد بنومعاويه رسيد ، وارد آن شد و دو ركعت نماز گزارد و ما با او نماز گزارديم و او مدتى طولانى به درگاه خداوند خود دعا كرد . پس پيامبر رو به ما كرد و گفت : سه چيز از خدايم خواستم ؛ دو چيز را اجابت كرد و از يكى منعم نمود . از او خواستم امت مرا با خشك سالى نميراند پس اجابت نمود آن را ، از او خواستم امت مرا با غرق شدن نميراند ، پس اجابت نمود آن را ، از او خواستم كه بين امت من جنگ و ستيز نباشد ، پس اين را از من منع كرد . »
( 2 ) . كتاب قرآن ، ص 150 ، حديث 35
( 3 ) . « عبد اللَّه ابن عمر به بنىمعاويه ، كه دهكدهاى از دهكدههاى انصار است ، نزد ما آمد و گفت : آيا مىدانيد پيامبر در كجاى مسجد شما نماز گزارد ؟ به وى گفتم : آرى و اشاره كردم به گوشهاى از مسجد . گفت : آيا مىدانى سه دعايى كه كرد چه بود ؟ گفتم : آرى . گفت : پس خبرم كن . گفتم : دعا كرد كه دشمنى را جز از خودشان بر آنان آشكار ننمايد و آنان را با خشكسالى نميراند كه اين دو را اجابت كرد و دعا كرد كه ميانشان ستيزه نباشد ، پس اين را منع كرد . گفت : راست گفتى . عبداللَّه بن عمر گفت : پس هرج و مرج تا روز قيامت ادامه دارد . »