آويزان مىكردند ؛ تا اينكه هشام بن عروه به زياد بن عبيداللَّه حارثى گفت :
« يا عجباً يصلّبون على مضرب قبّة رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - . . . » . « 1 » ولى در مأخذى ديگر :
عايشه به نقل از حارث بن عبدالرّحمان ، به مروان بن حكم ، كه كشتهء ذباب را بر فراز كوه آويزان كرد ، گفت :
« موقف صلّى عليه رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - و اتخذته مصلباً » . « 2 »
ب : بناى مسجد ذباب
آنچه مسلّم است ، چه به اعتبار قبّهگاه محمّد صلى الله عليه و آله در روزهاى خندق و چه به مناسبت محلّ نماز محمّد صلى الله عليه و آله ، ذباب مورد احترام زائران و توجّه محقّقان اسلامى است . اين احترام و توجّه موجب گرديد از قرنها پيش ، بر فراز كوه ، مسجدى بنا نهادند كه يادآور روزهاى حيات پيامبر صلى الله عليه و آله گشت .
اين بنا ، به گفتهء مؤلف « المناسك و اماكن طرق الحج و معالم الجزيره » ( ص 395 ) ، غير از مسجدى است كه به نام فتح بر بلندىهاى دامنهء كوه سلع قرار دارد و موجب اشتباه بعضى از پژوهندگان شده است ؛ زيرا به گفتهء ايشان ، پيامبر : « صلّى على ذباب جبل المدينة » ؛ « 3 » در صورتى كه : « و جلس في مسجد الفتح و دعا فيه » . « 4 » ابوعبداللَّه اسدى در « الأماكن الّتى تزار فى المدينة الشريفة » مىنويسد : به زيارت
هامش
( 1 ) . « شگفتا كه به صليب مىكشانند در محل بارگاهى كه پيامبر در آنجا نماز مىگزارد . . . »
( 2 ) . « جايگاهى كه رسول اللَّه بر آن نماز گزارد ، آن را قتلگاه قرار دادهاند . »
( 3 ) . « بر كوه ذباب نماز به جاى آورد و آن كوهى در مدينه است . »
( 4 ) . مسجد فتح ، ميدان نبرد خندق ، همين كتاب .