واقدى كه تا سال 207 هجرى مىزيسته ، ذيل روايت ابوسعيد مىنويسد :
« فمن هناك سمّي ذلك الموضع موضع الجنائز لأنّ الجنائز حملت إليه ثمّ جرى ذلك من فعل النّاس في حمل جنائزهم و الصلاة عليها في ذلك الموضع إلى اليوم » . « 1 » موضعالجنائز در گفتهاى از آوردههاى عبداللَّهبن عمر ذكر شده است . او كه تا سال 73 هجرت به سر مىبرده ، ضمن روايتى از ماجراى رجم 2 تن از روسپيگران يهودى به دستور پيامبر و بر اساس قانون يهود مىگويد :
« فأمر بهما فرجما قريباً من موضع الجنائز عند المسجد » . « 2 » امام بخارى از اين حديث در صحيح ، « 3 » ياد كرده است . « 4 » ابنعمر در كتاب « حدود » ( باب الرجم فى البلاط ) ، به جاى « عندالمسجد » ، « عند البلاط » « 5 » آورده است و در روايت ابنعبّاس كه احمدبن حنبل و حاكم آن را ثبت كردهاند ، تعبير « أمر رسول اللَّه برجم اليهوديين عند باب المسجد » آمده است .
ابنحجر عسقلانى « 6 » ضمن شرح حديث 1329 ، به نظر ابنبطال استناد كرده كه : « انّ مصلّى الجنائز بالمدينة كان لاصقاً به مسجد النّبيّ من ناحية المشرق » . « 7 » پس موضع جنازهها در سمت شرقى حجرههاى پيامبر بوده است و اين نشانى ، با
هامش
( 1 ) . « از آن پس ، محلى را كه مردگان را به آنجا برده ، نماز بر آنها مىگزاردند ، به محل جنايز يا جاى جنازهها ناميده شد و اين اسم تا به امروز بر آن باقى است . »
( 2 ) . « پس فرمان داد كه آن دو ، نزديك موضع ( محل ) جنايز و كنار مسجد ، سنگسار شوند . »
( 3 ) . كتاب الجنائز ، باب 60 ، الصّلاة على الجنائز بالمصلّى و المسجد ، حديث 1329 و 4556
( 4 ) . كتاب تفسير ، باب 6 ، « قُلْ فَأتُوا بِالتَّوراة » .
( 5 ) . منظور از « بلاط » ، زمينى است كه با سنگ و آجر فرش شده باشد . ( در فارسى به آن خيابان سنگفرشمىگويند . )
( 6 ) . فتحالبارى ، ج 3 ، ص 199
( 7 ) . « محل نماز بر جنازهها ( مصلّى الجنائز ) از سوى مشرق چسبيده به مسجد بود . »