في ذلك ردّ الأحاديث الصحيحة بتوهّمه المعارضة » .
بعضى ديگر سعى در جمع دو واقعه كردهاند ؛ به اين معنى كه در ماههاى نخست هجرت ، « انسداد أبواب إلّا باب علىّ » صادر شده و در روزهاى واپسين حيات پيامبر ، باب ابوبكر استثنا شده است ؛ يا صحيحتر اينكه در حديث « إلّا باب علىّ » توجّه به ابواب بوده است و در حديث « إلّا خوخة أبوبكر » به پنجرههاى مسجد . در اين مورد ، ابنحجر عسقلانى سرآمد قدمايى است كه معتقدند : « إنّ الجمع بين القصّتين ممكن » . « 1 » در مورد حديثِ استثناى خوخه يا باب ابوبكر ، علّامهء امينى رحمه الله « 2 » بيش از معاصرين در منابع و مآخذ حديث و تاريخ و رجال ، نقّادى كرده است .
از نظر ساختمانى ، بستن كليّهء درها بجز باب خانهء على عليه السلام مورد شكّ مورّخان مدينه قرار نگرفته و همگى اذعان دارند كه خانهء على درِ ديگرى جز آنچه كه به سوى مسجد باز مىشده ، نداشته است و اين استثنا در بستن كليّهء درها ، با بافت بناى اوّليّهء مسجد مطابقت دارد .
موقعيّت خانهء ابوبكر در مجاورت ديوار مسجد دقيقاً مشخّص نيست ؛ ولى از اينكه آن خانه در مجاورت سمت غربى مسجد جاى داشته ، ترديدى نمىتوان داشت و نبايست تعدّد خانههاى ابوبكر در السُّنخ - عوالى و كوچهء بقيع ، ما را به شك اندازد كه آيا اساساً ابوبكر خانهاى در مجاورت مسجد داشته است يا نه ؟
به هر حال بدون توجه به اختلافاتى كه در صحت اسناد حديث « الّا باب ابوبكر » بروز كرده ، در طول تاريخ ، پنجرهاى در ديوار غربى مسجد به نشانهء محل خوخهء ابىبكر وجود داشته است و مورّخان مدنى از ابنزباله تا ابنشبه و مطرى و سمهودى به آن اشاره كردهاند .
در تجديد بناى مسجد از سوى سلطان عبدالمجيد عثمانى ، آن محل را با نصب
هامش
( 1 ) . همان مدرك .
( 2 ) . الغدير ، ج 5 ، ص 237