ابننجار در « اخبار مدينة الرسول » ، و سمهودى به نقل از يحيى در « وفاء الوفا باخبار دار المصطفى » گفتهاند كه ، پس از عثمانبن عفان ، معاويةبن ابو سفيان به مروانبن حكم - والى وقت مدينه - نامهاى نگاشت كه منبر محمد صلى الله عليه و آله را به شام نقل مكان دهد ؛ ولى با وزيدن بادى تند و تغييرات جوّى ، شهروندان مدينه آن را نشانهء غضب الهى گرفته ، مانعِ نقل و انتقال منبر شدند .
مروان چون با خشم مدنىها روبهرو شد ، گفت كه قصد ارسال منبر را نداشته ؛ بلكه خواسته است ، نحوهء مرتفع نمودن آن را با نجّاران ماهر در ميان گذارد . ابننجّار معتقد است : اساساً معاويه به مروان نامه نوشت كه منبر را مرتفع كن ؛ در حالى كه مسلّم است كه به گفتهء ابنفقيه « 1 » :
« و لمّا حجّ معاوية ، حرّك المنبر يريد أن يخرج به إلى الشام » .
و آنگاه به گفتهء جابر بن عبداللَّه استناد كرده كه او گفته بود :
« بئس ما صنع معاوية ببلد رسول اللَّه و مهاجره الّذي اختاره » .
در هر صورت ، آنچه مسلّم است ، مبنر سهپلّهاى محمّد صلى الله عليه و آله به دست يكى از نجّاران مروان ، به نُه پله ارتفاع يافت :
« منبر پيامبر با افزودهء مذكور ، از كف تا فراز ، هفت ذرع گشت ؛ كه آن را بر سكّويى از مرمر قرار دادند . »
بر اين اساس ، معلوم مىشود كه عقيدهء ابنزباله ، مبنى بر اينكه ارتفاع منبر پيامبر در اصل دو ذراع و عرض آن 1 * 1 ذرع بوده ، با واقعيّت تطابق منطقى دارد .
به گفتهء ابننجّار در سال 161 ه . ق . :
« مهدى عبّاسى كه به مدينه آمده بود ، مالك بن انس را به مشورت خواند . مهدى به مالك گفت : قصد دارم منبر محمّد صلى الله عليه و آله را به وضعيّت نخستين خود - يعنى سه پلهاى - برگردانم .
هامش
( 1 ) . مختصر كتاب البلدان ، ص 24 ، چاپ ليدن ، تاريخ 1302