اين قطعهء باقىمانده در قرن 6 ه . ق . به گفته ابنجبير :
« وسط العمود ظاهرة بقبلها النّاس و يبادرون للتبرّك بلمسها و مسح خدودهم فيها » . « 1 » بعضى از مستندات تاريخى ، مبيّن آن است كه عبّاسبن عبدالمطّلب پيشنهاد ساختن منبر را توسط غلامش كلاب داده است . رواياتى ديگر او را غلام زنى به نام فلاته دانستهاند و انس ، نام نجّار را عتبان خوانده است .
در حديث عبداللَّه بن عمر « 2 » نام نجّار را تميم ، از اهالى فلسطين آورده و عدهاى ديگر گفتهاند كه او كارگرى به نام باقوم رومى بوده است . « 3 » در هر صورت ، منبرى چوبى براى پيامبر ساختند ؛ تا در هنگام سخن بر آن نشيند و از ايستادن زياد كه پيامبر صلى الله عليه و آله به سبب آن از ناحيهء پا اظهار ناراحتى مىكرده ، رهانيده شود .
اوّلين منبر چوبى كه ساخته شد به اتّفاق گفتههاى متعدّد ، داراى سه پلّه بوده است .
بر اساس گفتهء انس بن مالك - كه مورد تصريح بيهقى و ابنرسته « الأعلاق النّفيسه » ، ص 76 نيز قرار گرفته - منبر مزبور ، دو پلّه و يك مكان براى نشستن داشته است . ابننجّار و واقدى ، زمان ساخت منبر را سال هشتم هجرى دانستهاند و ابوحازم به نقل از سهلبن سعد جنس آن را از چوب جنگلى دانستهاند . « 4 » در فضيلت و مقام معنوى محلّ منبر پيامبر صلى الله عليه و آله توصيفهاى زيادى از لسان پيامبر و از طريق اصحاب در كتابهاى حديث و سيره مىخوانيم كه تأمّل و توجّه بر آنها مسلمانان را به كانون معنوى اسلام رهنمون مىشود . بيقهى در « دلائل النّبوه » ، ج 1 ، منبر النبى و ابنسعد « 5 » به نقل از امّسلمه مىنويسد :
هامش
( 1 ) . نك : ص 170
( 2 ) . « سنن » ابوداود .
( 3 ) . نيز نك : « نهاية الإرب » ، جزء 16 ، صص 421 - 420
( 4 ) . بيهقى « دلائل النّبوه » ، ج 1 ، منبر .
( 5 ) . الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 249