تسمعهم خطبتك ؟ قال : نعم ! فصنع له ثلاث درجات ، فهي التّي على المنبر ، فلمّا وضع المنبر وضعوه في الموضع الذي هو فيه ، فلمّا أراد رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - أن يقوم على المنبر مرالى الجذع كان يخطب إليه . فلمّا جاوز الجذع خار حتى تصدع و انشقّ ، فنزل رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - لما سمع صوت الجذع فمسحه بيده حتّى سكن ، ثمّ رجع إلى المنبر . » « 1 » ابنجبير « 2 » كه در ميانهء سالهاى 578 - 58 ه . ق . از مدينه ديدار كرده و شرح اين زيارت را به شيوهء سيّاحان نگاشته ، مىنويسد :
« قطعهاى از تنهء درخت را به رسم تبرّك ، در مسجد النبى نگهدارى مىكردند . »
« و استلمنا أعواد المنبر القديمة الّتي كانت موطى الرسول - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - و القطعة الباقية من الجذع الّذي حنّ إليه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - و هي مُلصَقة في عمود قائم أمام الروضة الصغيرة الّتي بين القبر و المنبر و عن يمينك إذا استقبلت القبلة فيها . . . » . « 3 »
هامش
( 1 ) . « پيامبر در كنار تنهء درخت خرمايى نماز مىگزارد و مسجد در آن هنگام مسقف بود و پيامبر به آن تنهء خرما تكيه زده و خطبه ايراد مىكرد ، يكى از صحابهء پيامبر روزى به او عرض كرد : آيا ممكن است كه روز جمعه بر روى بلندى بايستى و خطبه بخوانى تا مردم تو را بهتر ببينند و سخنانت را بشنوند ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : بلى . سپس منبرى با سه پله ساخته شد و در همان محلى كه امروزه منبر قرار دارد گذاردند ، و چون پيامبر خواست كه بر منبر رود ، از كنار آن تنهء درخت خرما گذشت ، صداى نالهء تنهء درخت را شنيد و از اندوه ترك برداشت و چون پيامبر آن ناله را شنيد از منبر فرمود آمد و دستى بر آن درخت خرما كشيد و آرام گرديد . و مجدداً بر منبر رفت . . . »
دارمى ، سنن دارمى ، ج 1 ، ص 19 - 15 ، باب « اكرم النبي صلى الله عليه و آله بحنين المنبر » ، چاپ دارالفكر ، 1978 م .
( 2 ) . رحلهء ابنجبير ، ص 167
( 3 ) . « چوبهاى منبر را كه جايگاه قدمهاى پيامبر صلى الله عليه و آله و نيز قسمتى از آن تنهء خرما كه پيامبر به آن نزديك شده بود ، به دست آورديم و آنها در يك ستون عمودى در جلو روضهء ( جايگاه ) كوچكى كه ميان قبر و منبر واقع است ، نصب شدهاند و چنانچه در روضه رو به قبله بايستى قسمت راست تو خواهد بود . »