مسلمانان در اين مورد به استناد مدارك دينى و اقوال صحابه گفتهاند :
« قبل از تهيّهء منبر ، پيامبر به تنهء درخت خرمايى كه در بناى مسجد كار گذاشته شده بود ، تكيه مىداده است . پس از ساختن منبر و ترك تنهء درخت خرما ، از آن درخت صدايى برخاست كه به ناله و شكوه تعبير شده است . » « 1 » قاضى عياض در اين خصوص معتقد بود :
« واقعهء نالهء ستون مشهور است و اسنادى كه در بارهء آن از شخصيّتهاى صديق دينى ثبت شده ، به حدّ تواتر است و بيش از يكصد نفر از ياران پيامبر آن را بيان داشته و به ياد آوردهاند . » بدين لحاظ است كه نام آن تنهء درخت را « حنّانه » گفتند ؛ زيرا كه حنّانه در لغت از حُنيْن گرفته شده كه به معناى بانگ شتر مادهاى است كه از بچهء خود جدا شود و يا نالهء بچّهاى كه از مادر جدا گردد .
مولانا جلالالدّين محمد بلخى در « ديوان شمس تبريزى » « 2 » به استناد اين واقعه ، وجود درك معنوى در درخت را قبول نموده و شاعرانه گفته است :
بنواخت نور مصطفى آن استُن حنّانه را * كمتر زچوبى نيستى ، حنّانهشو ، حنّانهشو
علاءالدين على متّقى در « كنزالعمال » ( ج 14 ، ص 58 ) ، گفتهء ابىّ بن كعب را چنين ثبت كرده است :
« كان رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - يصلّى إلى جذع إذا كان المسجد عريشاً و كان يخطب إلى ذلك الجذع ، فقال الرجل من أصحابه :
هل لك أن تجعل لك شيئاً تقوم عليه يوم الجمعة حتّى يراك النّاس و
هامش
( 1 ) . « روايات ابوبكر بن عبداللَّه . . . از سعد ساعدى ، يعقوب بن ابراهيم . . . از جابر بن عبداللَّه . عبداللَّهبن جعفر از ابىّ بن كعب . كثير بن هشام از ابن عبّاس . ابوسعيد و انس بن مالك نيز به آن مصرّحاند . »
( 2 ) . به اهتمام درويش ، ج 2 ، ص 317