تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
روز پيش از وفات خود ، بار ديگر به مسجد آمد ، و شروع به سخن نمود و در طى سخنان خود فرمود : هر كسى حقى بر گردن من دارد برخيزد و اظهار كند ، زيرا قصاص در اين جهان آسان‌تر از قصاص در روز رستاخيز است . « 1 » در اين موقع ، سوادة بن قيس برخاست و گفت : موقع بازگشت از نبرد « طائف » ، در حالى كه بر شترى سوار بوديد ، تازيانهء خود را بلند كرديد كه بر مركب خود بزنيد اتفاقاً تازيانه بر شكم من اصابت كرد . من اكنون آمادهء گرفتن قصاصم . درخواست پيامبر صلى الله عليه و آله ، يك تعارف اخلاقى نبود بلكه جداً مايل بود حتى يك چنين حقوقى را كه هرگز مورد توجه مردم قرار نمىگيرد « 2 » جبران نمايد . پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد ، بروند همان تازيانه را از خانه بياورند . سپس پيراهن خود را بالا زد تا « سواده » قصاص كند . ياران رسول خدا با دلى پرغم و ديدگانى اشك‌بار و گردن‌هايى كشيده و ناله‌هايى جانگداز منتظرند كه جريان به كجا خاتمه مىپذيرد . آيا « سواده » واقعاً از درِ قصاص وارد مىشود ؟ ناگهان ديدند سواده بىاختيار شكم و سينهء پيامبرت را مىبوسد . در اين لحظه ، پيامبر صلى الله عليه و آله او را دعا كرده ، گفت : خدايا ! از « سواده » بگذر همان‌طور كه او از پيامبر اسلام درگذشت . « 3 »
هامش
( 1 ) . القِصاصُ فى دارِ الدُنيا احَبُّ الىَّ مِنَ القِصاصِ فى دار الآخرةِ . ( 2 ) . گذشته از اين ، چون اصابت تازيانه بر شكم سواده ، عمدى نبوده است ؛ از اين نظر ، حق قصاص نداشته است ، بلكه با پرداخت ديه‌اى جبران مىگرديد با اين حال پيامبر صلى الله عليه و آله ، خواست ، نظر وى را تأمين كند . ( 3 ) . « مناقب آل ابى طالب » ، ج 1 / 164 .