تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
كرده ، سندى زنده پيرامون موضوع خلافت به يادگار بگذارد . از اين جهت ، روزى كه سران صحابه براى عيادت آمده بودند ، كمى سر به زير افكند و مقدارى فكر كرد ؛ سپس رو به آنان نمود و فرمود كاغذ و دواتى براى من بياوريد تا براى شما چيزى بنويسم ! كه پس از آن گمراه نشويد . « 1 » در اين لحظه ، خليفهء دوم سكوت مجلس را شكست و گفت : بيمارى بر پيامبر صلى الله عليه و آله غلبه كرده ، قرآن پيش شما است ، كتاب آسمانى ما را كافى است . نظر خليفه مورد گفتگو قرار گرفت . گروهى با وى مخالفت كرده گفتند حتماً بايد دستور پيامبر صلى الله عليه و آله اجرا گردد . برويد قلم و كاغذى بياوريد تا آنچه مورد نظر او است ، نوشته شود ، و برخى جانب خليفه را گرفتند و از آوردن قلم و دوات جلوگيرى كردند . پيامبر صلى الله عليه و آله ، از اختلاف و سخنان جسارت‌آميز آنان سخت ناراحت شد و گفت برخيزيد و خانه را ترك كنيد . ابن عباس ، پس از نقل اين واقعه مىگويد : بزرگترين مصيبت براى اسلام اين بود كه اختلاف و مجادلهء گروهى از صحابه ، مانع از آن شد كه پيامبر صلى الله عليه و آله نامهء مورد نظر خود را بنويسد . « 2 »

هدف از نامه چه بود ؟ !

ممكن است سؤال شود : نامه‌اى كه پيامبر صلى الله عليه و آله مىخواست بنويسد پيرامون چه موضوعى بوده است ؟ پاسخ اين سؤال روشن است ، زيرا هدف پيامبر صلى الله عليه و آله ، چيزى جز تحكيم وصايت و خلافت امير مؤمنان ، و لزوم پيروى از اهل بيت خود نبود و اين مطلب از ملاحظهء حديث « ثقلين » ، كه مورد اتفاق جامعهء محدثان از اهل تسنن و شيعه است ؛ به دست مىآيد . زيرا دربارهء نامه‌اى كه مىخواست بنويسد ، چنين
هامش
( 1 ) . ايتونى بدواة صحيفة اكتب لكم كتاباً لا تضلون بعده . ناگفته پيدا است منظور اين بود كه نامه را املا كند و يكى از دبيران آن حضرت بنويسد ، و گرنه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله تا آخرين لحظهء زندگى قلم به دست نگرفته و خطى ننوشته بود . براى توضيح بيشتر به كتاب « در مكتب وحى » به قلم نگارنده مراجعه فرماييد . ( 2 ) . « صحيح بخارى » ، كتاب علم ، ج 1 / 22 و ج 2 / 14 ؛ « صحيح مسلم » ، ج 2 / 14 ؛ « مسند احمد » ، ج 1 / 325 ؛ « طبقات كبرى » ، ج 2 / 244 .