تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
بلافصل وى باشد ، بگيرند و به عناوين مختلفى پيامبر صلى الله عليه و آله را از مذاكره و گفتگو پيرامون اين موضوع منصرف سازند . پيامبر صلى الله عليه و آله از حركات زننده و فعاليت‌هاى سرّى برخى دختران آنان - كه از همسران خود وى به شمار مىرفتند - آگاه گرديد ؛ و با تبى شديد ، وارد مسجد شد و در كنار منبر ايستاد ، با صدايى بلند ، به طورى كه صداى وى از بيرون مسجد شنيده مىشد ، رو به مردم كرد و گفت : « أيها النّاس سعرت النار ، و اقبلت الفتن كقطع الليل المظلم و إنّي و اللَّه ما تمسكون علي بشيء ، إنّي لم أحلّ إلّا ما أحلّ القرآن و لم أحرم إلّا ما حرّم القرآن » . « 1 » اى مردم ! آتش ( فتنه ) برافروخته شده ، و فتنه مانند پاره‌هاى شب تاريك ، روى آورده ، و شما هيچ نوع دستاويزى بر ضد من نداريد . من حلال نكردم مگر آنچه را كه قرآن حلال نموده و تحريم ننمودم ، مگر آنچه را كه قرآن ، آن را تحريم نموده است . اين جمله حاكى از نگرانى شديد پيامبر صلى الله عليه و آله از آينده و سرنوشت اسلام پس از درگذشت وى بود . مقصود از آتشى كه مىفرمايد « شعله‌ور شد » كدام آتش است ؟ ! آيا جز آتش فتنه و افتراق و دودستگى است كه در كمين مسلمانان قرار گرفته بود ، و پس از درگذشت پيامبر صلى الله عليه و آله شعله‌ور گرديد و زبانه كشيد و هنوز كه هنوز است شعله‌هاى آن خاموش نگشته و در حال اشتعال است ؟ !

قلم و دوات بياوريد تا نامه‌اى بنويسم

پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله از فعاليت‌هايى كه در خارج از خانهء او براى قبضه كردن موضوع خلافت انجام مىگرفت ، آگاه بود . از اينرو ، براى پيشگيرى از انحراف مسألهء خلافت از محور اصلى خود و جلوگيرى از بروز اختلاف و دودستگى ، تصميم گرفت كه موقعيت خلافت امير مؤمنان ، و اهل بيت خود را به طور كتبى تحكيم
هامش
( 1 ) . « سيرهء ابن هشام » ، ج 2 / 654 ؛ « طبقات ابن سعد » ، ج 2 / 216 .