تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
در اين هنگام ، پيامبر صلى الله عليه و آله ديدگان خود را گشود ، و با صداى آهسته به دختر خود فرمود : اين شعرى است كه ابو طالب دربارهء من سروده است ؛ ولى شايسته است به جاى آن ، آيهء زير را تلاوت نماييد :
وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ ؛
« 1 » « محمد پيامبر خدا است و پيش از او پيامبرانى آمده‌اند و رفته‌اند . آيا هرگاه او فوت كند و يا كشته شود ، به آئين گذشتگان خود باز مىگرديد ؟ هركس به آئين گذشتگان خود بازگردد خدا را ضرر نمىرساند و خداوند سپاسگزاران را پاداش مىدهد . » « 2 »

پيامبر صلى الله عليه و آله با دختر خود سخن مىگويد

تجربه نشان مىدهد كه عواطف در شخصيت‌هاى بزرگ ، بر اثر تراكم افكار و فعاليت‌هاى زياد ، نسبت به فرزندان خود كم‌فروغ مىگردد . زيرا اهداف بزرگ و افكار جهانى آنچنان آنان را به خود مشغول مىسازد كه ديگر عاطفه و علاقه به فرزندان ، مجالى براى بروز و ظهور نمىيابد ؛ ولى شخصيت‌هاى بزرگ معنوى و روحانى از اين قاعده مستثنى هستند . آنان با داشتن بزرگترين اهداف و ايده‌هاى جهانى و مشاغل روزافزون ، روح وسيع و روان بزرگى دارند ، كه گرايش به يك قسمت ، آنها را از قسمت ديگر باز نمىدارد . علاقهء پيامبر صلى الله عليه و آله به يگانه فرزند خود ، از عاليترين تجلى عواطف انسانى بود تا آنجا كه پيامبر صلى الله عليه و آله هيچگاه بدون وداع با دختر خود ، مسافرت نمىكرد و هنگام مراجعت از سفر قبل از همه به ديدن او مىشتافت . در برابر همسران خود ، از وى احترام شايسته‌اى به عمل مىآورد ، و به ياران خود مىفرمود : « فاطمه پارهء تن من است . خشنودى وى خشنودى من ، و خشم او خشم من
هامش
( 1 ) . سورهء آل عمران / 144 . ( 2 ) . « ارشاد » / 98 .