تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
حوادث سال يازدهم هجرت

44 نامه‌اى كه نوشته نشد

آخرين روزهاى زندگانى پيامبر صلى الله عليه و آله از فصول بسيار حساس و دقيق تاريخ اسلام مىباشد . اسلام و مسلمانان در آن روزها ، ساعات دردناكى را مىگذراندند . مخالفت علنى برخى از صحابه ، و سرپيچى آنان از شركت در سپاه اسامه ، حاكى از يك سلسله فعاليت‌هاى زيرزمينى و تصميم جدى آنان بود ، كه پس از درگذشت پيامبر صلى الله عليه و آله ، حكومت و فرمانروايى و امور سياسى اسلام را قبضه كنند ، و جانشين رسمى پيامبر را كه در روز « غدير » تعيين گرديده بود ، عقب بزنند . پيامبر صلى الله عليه و آله نيز از منويات آنان به طور اجمال آگاهى داشت . از اينرو ، براى خنثى كردن فعاليت آنان اصرار مىورزيد كه تمام سران صحابه در سپاه اسامه شركت كنند ، و هر چه زودتر سرزمين مدينه را به قصد نبرد با روميان ترك گويند . ولى بازيگران صحنهء سياست ، براى اجراى نقشه‌هاى خود ، به عللى از شركت در سپاه اسامه اعتذار جسته و حتى سپاه را از حركت بازداشتند ، تا روزى كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله درگذشت . و سرانجام پس از شانزده روز توقف و معطلى بر اثر انتشار وفات پيامبر صلى الله عليه و آله ، دو مرتبه به مدينه بازگشتند . آنچه منظور پيامبر صلى الله عليه و آله بود كه در روز وفات وى ، سرزمين مدينه از رجال سياسى و مزاحم - كه ممكن است بر ضد جانشين بلافصل وى دست به تحريكات بزنند - خالى باشد ، جامهء عمل نپوشيد . آنان نه تنها مدينه را ترك نگفتند ، بلكه كوشش كردند كه جلو هر نوع فعاليت و كارى را كه مربوط به تحكيم موقعيت امير مؤمنان على عليه السلام ، وصى
فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 525 | الشيخ جعفر السبحاني