على عليه السلام بر دوش پيامبر صلى الله عليه و آله
محدثان و تاريخنگاران مىگويند :
قسمتى از بتهاى منصوب بر داخل كعبه ، و يا بيرون آن ، وسيلهء على عليه السلام سرنگون شد . پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود : على ! بنشين تا من بر دوش تو قرار گيرم ، و بتها را سرنگون كنم . على عليه السلام در حالى كه كنار ديوار كعبه قرار گرفته بود ، پيامبر صلى الله عليه و آله را بر دوش گرفت ولى احساس سنگينى و ضعف نمود . پيامبر صلى الله عليه و آله از وضع على عليه السلام آگاه شد ، دستور داد كه على عليه السلام بر دوش او قرار گيرد . على عليه السلام بر دوش پيامبر صلى الله عليه و آله قرار گرفت و بت بزرگ قريش را كه از مس بود ، بر زمين افكند . آنگاه به انداختن ديگر بتها پرداخت . « 1 »
شاعر سخنور « حلّه » و « ابن العرندس » كه از شاعران قرن نهم اسلامى است ؛ در قصيدهء خود پيرامون اين فضيلت چنين مىگويد :
و صعود غارب أحمد فضل له * دون القرابة و الصحابة أفضلا
صعود على عليه السلام بر دوش احمد ، فضيلتى است براى او . اين فضيلت ، غير از خويشاوندى و همنشينى است .
پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد درب كعبه را باز كردند ، و در حالى كه دستهاى خود را بر چهارچوبههاى درب گذارده بود ، و همهء مردم قيافهء نورانى و جذاب او را مىديدند ؛ رو به مردم كرده چنين گفت :
« الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَ وَعْدَهُ وَ نَصَرَ عَبْدَهُ وَ هَزَمَ الْأَحْزَابَ وَحْدَهُ » ؛
« سپاس خدايى را كه به وعدهء خود عمل نمود و بندهء خود را كمك كرد ، و دشمنان را به تنهايى سركوب ساخت . »
خدا در يكى از آيات قرآن به پيامبر خود وعده داده بود كه تو را به زادگاه خود باز خواهم گردانيد و چنين فرموده بود :
إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ . . . .
« 2 » يعنى خدايى كه ابلاغ قرآن را بر تو لازم كرده ( و در راه آن از وطن خود
هامش
( 1 ) مدارك اين فضيلت تاريخى ، در كتاب « الغدير » ، ج 7 / 10 - 13 ، وارد شده است .
( 2 ) سوره قصص / 85 .