تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
آنها كمتر بودند ؛ روى گزارش‌هائى بود كه پيرامون فتوحات مسلمانان به سرداران روم رسيده بود ، براى جلوگيرى از تجاوز سه هزار سرباز ، هر چه هم دلير باشند ، يكدهم اين سپاه كافى بود . همچنين ، در مقام سنجش استعداد و نيرو ، ارتش اسلام به مراتب از ارتش روم ناتوان‌تر بود ؛ خواه از نظر تعداد و نفرات و خواه از نظر آشنايى به رموز و تاكتيك‌هاى جنگى . زيرا افسران رومى بر اثر شركت در نبردهاى متمادى ايران و روم ، به يك رشته رموز نظامى و اسرار پيروزى پى برده بودند ، كه اطلاعات ارتش جوان اسلام در اين قسمت كاملًا ابتدايى بود . وانگهى مسلمانان از جهت ساز و برگ جنگى ، و وسايل نقليه ، با روميان ، هم‌طراز نبودند . از همه بالاتر ، قواى اسلام در سرزمين غربت نقش مهاجم را داشت ، و روميان در كشور خود از تمام امكانات خويش بهره‌مند بودند ، و حالت دفاعى داشتند . در اين صورت نيروى مهاجم بايد آن چنان قوى و نيرومند باشد كه بتواند نامساعد بودن شرايط را جبران نمايد . با اين ملاحظات ، هم‌اكنون خواهيم ديد كه فرماندهان با اينكه مرگ را در چند قدمى خود مىديدند ، استقامت و نبرد را بر فرار ترجيح داده ؛ بر افتخارات تاريخى خود افزودند . مسلمانان پس از ورود به مرزهاى شام ، از آمادگى دشمن و قدرت نظامى او آگاه شدند . فوراً براى نحوهء مبارزه ، شوراى نظامى تشكيل دادند . گروهى گفتند : جريان را از طريق نامه‌نگارى به عرض پيامبر صلى الله عليه و آله برسانند ، و از او كسب تكليف نمايند . اين نظر نزديك بود مورد تصويب قرار گيرد ، كه معاون دوم فرماندهى « عبد اللَّه رواحه » - يعنى همان مردى كه در موقع خروج از مدينه از خداوند شهادت طلبيده بود - برخاست و خطابهء آتشينى ايراد كرد و چنين گفت : « به خدا سوگند هرگز ما با فزونى افراد و فزونى سلاح و زيادى اسب با دشمن نبرد نمىكرديم . ما در پرتو اعتقاد و ايمان كه خدا ما را با آن گرامى داشته است ، با دشمن روبرو مىشديم . برخيزيد به راه خود ادامه دهيد ، نبرد را آغاز كنيد . به خاطر بياوريد كه ما در جنگ « بدر » ، دو اسب و در روز « احد »
فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 419 | الشيخ جعفر السبحاني