تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
يك اسب بيش نداشتيم . ما در اين نبرد در انتظار يكى از دو سرنوشت هستيم ، يا بر آنها پيروز مىشويم و اين همان وعده‌اى است كه خدا و رسول او به ما داده است و براى وعدهء او خلافى نيست ؛ و يا به شهادت مىرسيم و در اين صورت به برادران خود ملحق مىشويم » . اين خطابه ، روح جهاد را در سپاه اسلام تقويت كرد و آنان به حركت خود ادامه دادند . هر دو سپاه در نقطه‌اى به نام « شارف » با هم روبرو شدند ، ولى روى مصالح نظامى سپاه اسلام مقدارى عقب‌نشينى كرد و در سرزمين « موته » فرود آمد . جعفر بن ابى طالب كه فرماندهء لشكر بود ، سربازان را به قسمت‌هاى مختلفى تقسيم نمود ، و براى هر كدام فرماندهى مشخص كرد . حملات و جنگ‌هاى تن به تن آغاز گرديد . او بايد پرچم را به دست بگيرد و حملات سربازان خود را هدايت كند ، و در عين حال ، به جنگ و دفاع نيز بپردازد . از رجز و حماسه‌هاى او كه در موقع حمله بر دشمن خوانده است ، شجاعت روحى و رسوخ ارادهء او در راه هدف كاملًا پيدا است . او در موقع حمله چنين مىگفت : مسرورم كه بهشت موعود نزديك شده ، بهشت پاكيزه كه نوشابه‌هاى گوارا دارد ، و در برابر آن نابودى روم نيز نزديك است ملتى كه به آئين توحيد كفر ورزيده و علايق و ارتباط آنان از ما دور گرديده است ، من مصمم هستم كه هر موقع با آنان روبرو شدم ، ضربت خود را بر آنها وارد سازم . « 1 » فرماندهء يكم اسلام ، در حملات جانانهء خود نبرد شديدى نمود . هنگامى كه خود را در حلقهء محاصرهء دشمن ديد ، و شهادت خود را قطعى دانست ، براى اين‌كه دشمن از اسب وى استفاده نكند ، و نيز به دشمن بفهماند كه آخرين پيوند خود را با جهان مادى قطع نموده است ؛ از اسب فرود آمد ، و ضربتى بر او وارد ساخت و او را از حركت بازداشت و به دفاع و حملهء خود ادامه داد . در اين اثنا
هامش
( 1 ) . اينك متن عربى آن را كه ابن هشام در سيره ، ج 2 / 378 آورده ، در اينجا نقل مىكنيم : يا حبذا الجنة و اقترابها طيبة و بارداً شرابها و الروم روم قددنا عذابها كافرة بعيدة انسابها عليّ اذ لاقيتها ضرابها