بود ، دعوت نمود .
حادثهء جانگدازتر
مقارن اين جريان ، حادثهء جانگدازترى رخ داد . اين حادثه ، تصميم پيامبر صلى الله عليه و آله را براى ادب كردن مرزنشينان شام كه آزادى تبليغ را از مبلغان اسلام سلب نموده ، و ناجوانمردانه سفير پيامبر صلى الله عليه و آله و سپاه تبليغ او را كشته بودند ، جدىتر ساخت . اينك آن جريان :
در ماه ربيع سال هشتم ، « كعب بن عمير غفارى » از طرف پيامبر صلى الله عليه و آله مأموريت يافت كه با 15 نفر كه همگى به سلاح تبليغ مجهز بودند ؛ به سرزمين « ذات اطلاح » كه در پشت « وادى القرى » قرار دارد ، روانه شوند ، و اهالى آنجا را به آيين يكتاپرستى و رسالت دعوت نمايند . سپاه تبليغ در آن نقطه فرود آمدند و با مخالفت شديد مردم روبرو شده ، و همگى مورد حملهء آنان قرار گرفتند . سپاه تبليغ ؛ خود را در محاصرهء جمعيت انبوهى ديدند ، و جانانه از خود دفاع نمودند ، و شهادت را بر ذلت و خوارى ترجيح دادند . فقط يك نفر از آنها كه با بدن مجروح در ميان كشتگان افتاده بود ، نيمه شب از جاى خود برخاست ، و راه مدينه را پيش گرفت ، و جريان را به عرض پيامبر صلى الله عليه و آله رسانيد .
كشتن سپاه تبليغ ، و اعدام بىگناه ، سبب شد كه در ماه جمادى فرمان جهاد صادر گردد ، و سپاهى مركب از سه هزار نفر براى سركوبى ياغيان و مزاحمان تبليغ اسلام اعزام شوند . « 1 »
فرمان جهاد صادر گرديد . در لشكرگاه مدينه « جرف » ، سه هزار رزمندهء دلاور دور هم گرد آمدند . پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله ، شخصاً به لشكرگاه آمد و بياناتى ايراد نمود و چنين فرمود :
« به نقطهاى كه سفير اسلام را كشتهاند ، مىرويد و آنان را مجدداً به اسلام
هامش
( 1 ) . « طبقات كبرى » ، ج 2 / 128 .