مىگريد . علت گريه را پرسيدند . او چنين گفت : من هرگز علاقهاى به دنيا ندارم ، ولى شنيدم پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آيهء زير را مىخواند :
وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا ؛
« 1 » قضاى حتمى الهى بر اين تعلق گرفته كه همگى وارد دوزخ شويد و افراد صالح از آنجا به سوى بهشت روانه شوند . آنگاه ورود من به دوزخ قطعى است ، ولى سرانجام ورود من روشن نيست كه پس از ورود چگونه خواهد بود . « 2 »
صفآرايى سپاه روم و اسلام
روم آن روز بر اثر نبردهاى پياپى با ايران دچار هرج و مرج عجيبى شده بود . با اينكه سرمست پيروزىهاى خود بر ايران بود ، ولى از شهامت و رشادت سربازان اسلام كه روى شهامت ذاتى و قدرت ايمان ، افتخارات زيادى به دست آورده بودند ؛ اطلاعاتى داشتند . از اين نظر ، وقتِ حركت و آمادگى سربازان اسلام ، به دولت روم گزارش داده شد ، « هِرقِل » قيصر روم ، به كمك فرمانرواى دستنشاندهء خود در سرزمين شام ، عظيمترين و نيرومندترين سپاه را ، براى مقابله با سه هزار سرباز اسلامى آماده نموده بود ، تنها « شرحبيل » ، فرمانرواى سرزمين شام ، صد هزار سرباز از قبايل مختلف شام زير پرچم گرد آورده براى جلوگيرى از پيشروى سربازان اسلام ، به مرزهاى كشور روانه ساخت . حتى « قيصر » ، با اطلاع قبلى با صد هزار سرباز از روم حركت نمود ، و در « مآب » كه يكى از شهرهاى « بلقا » است ، فرود آمد ، و در آنجا به عنوان ذخيره و نيروى امدادى توقف نمود . « 3 »
گردآورى اين همه سرباز براى يك جمعيت كه در مقام مقايسه به مراتب از
هامش
( 1 ) . سورهء مريم / 71 .
( 2 ) . « سيرهء ابن هشام » ، ج 2 / 374 .
چنان كه ملاحظه مىفرماييد لفظ « تتابعوا » ، گواه زندهاى است كه مرگ اين سه فرمانده به دنبال يكديگر بوده و نخست جعفر به شهادت رسيده است .
( 3 ) . « مغازى واقدى » ، ج 2 / 760 ، - « سيرهء ابن هشام » ، ج 2 / 375 .