حوادث سال هشتم هجرت
34 جنگ موته
در اوايل سال هشتم كه در بيشتر نقاط حجاز امنيت نسبى پديد آمده ، و نداى توحيد به بسيارى از نقاط گسترش يافته بود و ديگر نفوذ يهود در شمال ، و حملات قريش در جنوب اسلام و مسلمانان را تهديد نمىكرد ؛ پيامبر صلى الله عليه و آله به فكر افتاد كه فشار دعوت خود را متوجهء مرزنشينان شام كند ، و قلوب مردمى را كه در آن روزها زير سلطهء قيصر روم بسر مىبردند ، به آئين اسلام متمايل سازد . براى همين منظور ، « حارث بن عميرِ » ازدى را با نامهاى روانهء دربار فرمانرواى شام نمود . فرمانرواى مطلق شامات در آن روز ، « حارث بن ابى شمر » غسانى بود كه به دستنشاندگى از طرف قيصر ، در آنجا حكومت مىكرد . وقتى سفير پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شهرهاى مرزى شام گرديد « شرحبيل » كه فرماندار سرزمينهاى مرزى بود ، از ورود سفير آگاه گرديد ؛ و او را در دهكدهء « موته » دستگير نمود .
پس از بازجويى كاملى كه از سفير پيامبر صلى الله عليه و آله به عمل آمد ، وى اقرار كرد كه حامل نامهاى است از جانب پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به فرمانرواى مطلق شامات ، يعنى « حارث غسانى » . فرماندار بر خلاف تمام اصول انسانى و جهانى - كه جان و خون سفير در تمام نقاط جهان محترم است - دستور داد دست و پاى او را بستند ، و او را كشتند .
پيامبر صلى الله عليه و آله از جنايت « شرحبيل » آگاه گرديد ، و از كشته شدن سفير سخت ناراحت شد ، و مسلمانان را از اين اعمال ناجوانمردانه آگاه ساخت . از اينرو سربازان خود را براى گرفتن انتقام از اين زمامدار خودسر كه سفير اسلام را كشته