پيامبر صلى الله عليه و آله ، ميان دو كوه « صفا » و « مروه » مشغول سعى گرديد . از آنجا كه منافقان و بتپرستان انتشار داده بودند كه آب و هواى تبخيز مدينه ، مسلمانان را از پاى درآورده است ؛ پيامبر صلى الله عليه و آله در قسمتى از سعى خود ، « هروله » نمود « 1 » و مسلمانان نيز از وى در اين قسمت پيروى نمودند . پس از فراغ از « سعى » ، شتران را سر بريدند و با كوتاه كردن موى سر از حالت احرام درآمدند . پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد كه دويست نفر به درّهء « مرّ الظهران » بروند و مراقب سلاح و ذخاير نظامى شوند تا مأمورين قبلى وارد حرم شوند ، و اعمال عمره را انجام دهند .
اعمال عمره به پايان رسيد . مهاجران به خانههاى خود رفته ، از خويشاوندان خود تجديد ديدار نمودند . آنان گروهى از « انصار » را نيز به عنوان مهمان به خانههاى خود بردند و از اين طريق درصدد جبران خدمات انصار ، كه در طول هفت سال دربارهء مهاجران انجام داده بودند ؛ برآمدند .
پيامبر صلى الله عليه و آله مكه را ترك مىگويد
جلال و عظمت چشمگير اوضاع اسلام و مسلمانان ، اثر عجيبى در روحيهء مردم مكه گذارد ، و آنان با روحيهء ملت مسلمان ، بيشتر آشنا شدند . سران شرك احساس كردند ، كه توقف پيامبر صلى الله عليه و آله و ياران وى علاقهء اهالى مكه را نسبت به آئين بتپرستى تضعيف نموده ، و رشتههاى محبت و علاقه را ميان طرفين پديد آورده است .
از اين نظر ، از انقضاى آخرين مدت قرارداد ، نمايندهء قريش به نام « حُوَيطِب » خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد و گفت : مدتى كه در پيمان براى اقامت شما در مكه پيشبينى شده است ، سپرى گرديده است . هر چه زودتر سرزمين ما را ترك كنيد . برخى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله از صراحت گفتار نمايندهء قريش ناراحت شدند ، ولى پيامبر صلى الله عليه و آله شخصى نبود كه در عمل به پيمان سستى ورزد . نداى كوچ در ميان مسلمانان داده شد و همگى بلافاصله سرزمين حرم را ترك گفتند .
هامش
( 1 ) نوعى راه رفتن كه سرعت آن بيشتر از معمول و كمتر از دويدن است .