متوجه در دژ گرديد ، و آن را از جاى خود كند ، و تا پايان كارزار به جاى سپر به كار برد . پس از آنكه آن را بر روى زمين افكند ، هشت نفر از نيرومندترين سربازان اسلام از آن جمله ابو رافع ، سعى كردند كه آن را از اين رو به آن رو كنند ، نتوانستند . « 1 » در نتيجه قلعهاى كه مسلمانان ده روز پشت آن معطل شده بودند ، در مدت كوتاهى گشوده شد .
يعقوبى ، در تاريخ خود « 2 » مىنويسد : در حصار از سنگ و طول آن چهار ذرع و پهناى آن دو ذرع بود . شيخ مفيد ، در ارشاد « 3 » به سند خاصى از امير مؤمنان ، سرگذشت كندن درِ خيبر را چنين نقل مىكند : من درِ خيبر را كنده به جاى سپر به كار بردم و پس از پايان نبرد آن را مانند پل به روى خندقى كه يهوديان كنده بودند ، قرار دادم .
سپس آن را در ميان خندق پرتاب كردم مردى پرسيد آيا سنگينى آن را احساس نمودى ؟ گفتم به همان اندازهء سنگينى كه از سپر خود احساس مىكردم .
نويسندگان سيره مطالب شگفتانگيز دربارهء كندن باب خيبر و خصوصيات آن و رشادتهاى على عليه السلام كه در فتح اين دژ انجام داده ، نوشتهاند . اين حوادث ، هرگز با قدرتهاى معمولى بشرى وفق نمىدهد . امير مؤمنان ، خود در اين باره توضيح داده و شك و ترديد را از بين برده است . آن حضرت در پاسخ شخصى چنين فرمود :
« مَا قَلَعتُها بِقوّةٍ بَشَريّة وَ لكن قَلَعتُها بِقُوّة إلهيّة و نفس بلقاء ربّها مطمئنة رضية » « 4 »
يعنى من هرگز آن در را با نيروى بشرى از جاى نكندم ، بلكه در پرتو نيروى خداداد و با ايمانى راسخ به روز باز پسين اين كار را انجام دادم .
گذشت در هنگام پيروزى
مردان الهى و جوانمردان بزرگ جهان ، به هنگام فتح و پيروزى ، با دشمن ناتوان و رنجور ، با كمال لطف و محبت معامله مىنمايند . اغماض و گذشت
هامش
( 1 ) « تاريخ طبرى » ، ج 2 / 94 ؛ « سيرهء ابن هشام » ، ج 3 / 349 .
( 2 ) ج 2 / 46 .
( 3 ) « ارشاد » / 59 .
( 4 ) « بحار » ، ج 21 / 21 .