دعوت به اسلام و يا به عنوان ميثاق و پيمان نوشته شده است ، در دست داريم ؛ كه محدثان و تاريخنويسان آنها را ضبط كردهاند . همهء اين نامهها حاكى است كه روش اسلام در دعوت و تبليغ ؛ منطق و برهان است ، نه جنگ و شمشير . روزى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از حملات قريش مطمئن گرديد ؛ با فرستادن نامه و اعزام مبلغان ، نداى خود را به گوش جهانيان رسانيد .
متون اين نامهها و اشاراتى كه در لابلاى آنها نهفته است ؛ نصايح و اندرزها و تسهيلات و نرمشهائى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در موقع بستن پيمان با ملل بيگانه از خود نشان داده ؛ همه و همه گواه زنده بر ضد نظريهء خاورشناسانى است كه خواستهاند چهرهء اسلام را با تهمتهاى نارواى خود بپوشانند و پيشرفت اسلام را زاييدهء نيزه و شمشير دانند . ما اميدواريم كه روزى بتوانيم ترجمهء متون تمام اين نامهها و حوادثى را كه پيرامون آنها رخ داده و يا نوشتن آنها را ايجاب كرده ، به گونهاى به رشتهء تحرير درآوريم ، و از اين طريق روش اسلام را در نشر آئين خود در نقاط مختلف جهان روشن سازيم .
سفير پيامبر صلى الله عليه و آله در دربار ايران
روزى كه سفير پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله عازم دربار ايران گرديد ، زمامدار اين سرزمين وسيع ، « خسروپرويز » بود . وى دومين زمامدار ايران پس از انوشيروان بود كه 32 سال پس از هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله ، بر تخت سلطنت نشست .
حكومت وى ، در اين مدت با حوادث تلخ و شيرين بىشمارى روبرو گرديد . قدرت ايران در دوران زمامدارى وى كاملًا در نوسان بود . روزى نفوذ ايران ، آسياى صغير را فراگرفت و تا نزديكى قسطنطنيه گسترش يافت و صليب عيسى كه چيزى مقدستر از آن نزد مسيحيان نبود ؛ به « تيسفون » ( مدائن ) آورده شد و سلطان روم درخواست صلح نمود و سفيرى براى بستن پيمان صلح به دربار ايران گسيل داشت و حدود ايران به حدود شاهنشاهى هخامنشى رسيد . ولى روز ديگر بر اثر سوء تدبير و غرور