تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
جمع سلاح و سرباز است و مىخواهد مدينه را محاصره كند . پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله ، بسان مواقع ديگر تصميم گرفت فتنه را در نطفه خفه كند . از اين جهت ، يكى از ياران خود به نام « بريده » را ، براى تحقيق رهسپار سرزمين قبيلهء ياد شده كرد . وى به صورت ناشناس با رئيس قبيله تماس گرفت و از جريان آگاه شد . سپس به مدينه برگشت و گزارش را تأييد كرد . در اين موقع ، پيامبر صلى الله عليه و آله با ياران خود ، به سوى قبيلهء « بنى المصطلق » حركت كرد ، و در كنار چاه « مُرَيسيع » با آنها روبرو گرديد . جنگ ميان دو دسته آغاز شد . جانبازى مسلمانان ، و رعبى كه در دل قبايل عرب از ناحيهء مسلمانان افتاده بود ؛ سبب شد كه پس از زد و خورد كوتاهى با كشته شدن ده نفر از دشمن و يك نفر از مسلمانان ، - آن هم به طور اشتباهى - سپاه دشمن متفرق گردند . سرانجام ، اموال زيادى نصيب ارتش اسلام شد ، و زنان آنها به اسارت درآمدند . « 1 » نكات آموزندهء اين جنگ سياست‌هائى است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در حوادث پس از اين جنگ اعمال نمود . براى نخستين بار ، آتش اختلاف ميان مهاجر و انصار در اين سرزمين روشن گشت . اگر تدابير پيامبر صلى الله عليه و آله نبود ، نزديك بود كه اتحاد و اتفاق آنها ، دستخوش هوى و هوس چند نفر كوته‌فكر شود . ريشهء جريان اين بود كه پس از خاموش شدن جنگ ، دو مسلمان يكى به نام « جهجاه مسعود » از مهاجران ، و ديگرى به نام « سنان جهنى » از انصار ، بر سر آب با يكديگر اختلاف پيدا كردند . هركدام طايفه خود را به كمك خويش طلبيد . نتيجهء اين كمك‌طلبى اين شد كه مسلمانان ، در اين نقطهء دور از مركز نزديك بود به جان يكديگر بيفتند ؛ و به هستى خويش خاتمه دهند . پيامبر صلى الله عليه و آله از جريان آگاه شد ، فرمود : اين دو نفر را به حال خود واگذاريد ؛ و اين فرياد كمك ، بسيار نفرت‌انگيز و بد بو است ، « 2 » و به سان دعوت‌هاى دوران جاهليت است و هنوز آثار شوم جاهليت از
هامش
( 1 ) . « تاريخ طبرى » ، ج 2 / 260 . ( 2 ) . دعوها فانها منتنة .